outpouching

[ایالات متحده]/ˈaʊtˌpaʊtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈaʊtˌpaʊtʃɪŋ/

ترجمه

n. شرایطی که به موجب آن به سمت بیرون فشار داده می‌شود یا برجسته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

outpouching syndrome

سندرم بیرون‌زدگی

outpouching diverticulum

برجستگی دیورتیکولار

outpouching wall

دیواره بیرون‌زدگی

outpouching process

فرآیند بیرون‌زدگی

outpouching structure

ساختار بیرون‌زدگی

outpouching area

ناحیه بیرون‌زدگی

outpouching mass

توده بیرون‌زدگی

outpouching lesion

ضایعه بیرون‌زدگی

outpouching sac

کیست بیرون‌زدگی

outpouching feature

ویژگی بیرون‌زدگی

جملات نمونه

the outpouching of the tissue was observed during the examination.

برجستگی بافت در طول معاینات مشاهده شد.

doctors noted an outpouching in the patient's stomach.

پزشکان به وجود برجستگی در معده بیمار اشاره کردند.

the outpouching can lead to complications if not treated.

در صورت عدم درمان، برجستگی می‌تواند منجر به عوارض شود.

outpouching of the intestine is a serious medical condition.

برجستگی روده یک وضعیت پزشکی جدی است.

she was concerned about the outpouching she felt in her abdomen.

او نگران برجستگی بود که در شکم خود احساس می‌کرد.

the mri showed an outpouching in the brain.

ام آر آی برجستگی در مغز را نشان داد.

outpouching can sometimes indicate a hernia.

برجستگی گاهی اوقات می‌تواند نشان‌دهنده فتق باشد.

they discovered an outpouching during the routine check-up.

آنها در طول معاینه روتین به وجود برجستگی پی بردند.

the surgeon explained the risks associated with the outpouching.

جراح خطرات مرتبط با برجستگی را توضیح داد.

outpouching may require surgical intervention in some cases.

در برخی موارد، ممکن است برای برجستگی نیاز به مداخله جراحی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید