dimple

[ایالات متحده]/ˈdɪmpl/
[بریتانیا]/ˈdɪmpl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ایجاد موج‌ها

n. فرورفتگی کوچک روی سطح، مانند چال

عبارات و ترکیب‌ها

adorable dimple

خط فانتزی

cheeky dimple

گودی گونه بازیگوشانه

cute dimple

گودی گونه شیرین

smiling dimple

گودی گونه خندان

sweet dimple

گودی گونه دوست داشتنی

جملات نمونه

a sheet of dimple foam.

یک لایه فوم فرورفته

she dimpled at Auguste.

او با اغما در برابر آگوست لبخند زد.

a sucking swirl dimpled the water.

گردابی مکنده سطح آب را فرورخت.

Fracture surface was flat in macrographic view,but dimpled rupture was observed in micrographic view.

سطح شکست در نمای ماکروسکوپی صاف بود، اما در نمای میکروسکوپی پارگی فرورفته مشاهده شد.

The influence of the distances between anticathode and cathode and electrolysis voltages on the radius and depth of micro-dimples was investigated.

تاثیر فاصله بین ضدکاتد و کاتد و ولتاژ الکترولیز بر شعاع و عمق میکرودیمپل ها مورد بررسی قرار گرفت.

This year although the bumper crop, she does not discard a grain of grain, the microcheiria picks up the golden rice ear, in the dimple fills the wave which smiles.

امسال با وجود محصول خوب، او حتی یک دانه را هم دور نمی‌ریزد، عطر ریز با گوشه طلایی برنج، در فرورفتگی امواج خندان را پر می‌کند.

When his toplofty and thin lips closed firmly,two careworn wrinkles were cutting through two sides of his cheek deeply,stretching from his shallow dimples at the corners of the mouth to his chin.

وقتی لب‌های بلند و باریکش محکم بسته شدند، دو چین و چروک خسته و رنجیده به عمق دو طرف گونه‌اش کشیده شده بودند و از فرورفتگی‌های کم‌عمق در گوشه‌های دهان تا چانه‌اش امتداد داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید