outranks others
برتر از دیگران
outranks expectations
از انتظارات پیشی میگیرد
outranks competitors
برتر از رقبا
outranks peers
برتر از همتایان
outranks performance
از عملکرد پیشی میگیرد
outranks achievements
از دستاوردها پیشی میگیرد
outranks rankings
از رتبهبندیها پیشی میگیرد
outranks authority
از اقتدار پیشی میگیرد
outranks standards
از استانداردها پیشی میگیرد
outranks influence
از نفوذ پیشی میگیرد
his experience outranks hers in this field.
تجربه او در این زمینه از او برتر است.
the new policy outranks the previous one.
سیاست جدید از سیاست قبلی برتر است.
in terms of popularity, this brand outranks all others.
از نظر محبوبیت، این برند از همه دیگران برتر است.
she outranks her colleagues in terms of sales.
او از همکاران خود از نظر فروش برتر است.
his position in the company outranks mine.
موقعیت او در شرکت از موقعیت من برتر است.
this article outranks many others on the same topic.
این مقاله از بسیاری از مقالات دیگر در مورد همان موضوع برتر است.
the general outranks all other officers.
ژنرال از همه افسران دیگر برتر است.
in academic circles, her research outranks his.
در محافل علمی، تحقیقات او از تحقیقات او برتر است.
his achievements outrank those of his peers.
دستاوردهای او از دستاوردهای همسالانش برتر است.
this skill outranks all others in importance.
این مهارت از همه دیگران از نظر اهمیت برتر است.
outranks others
برتر از دیگران
outranks expectations
از انتظارات پیشی میگیرد
outranks competitors
برتر از رقبا
outranks peers
برتر از همتایان
outranks performance
از عملکرد پیشی میگیرد
outranks achievements
از دستاوردها پیشی میگیرد
outranks rankings
از رتبهبندیها پیشی میگیرد
outranks authority
از اقتدار پیشی میگیرد
outranks standards
از استانداردها پیشی میگیرد
outranks influence
از نفوذ پیشی میگیرد
his experience outranks hers in this field.
تجربه او در این زمینه از او برتر است.
the new policy outranks the previous one.
سیاست جدید از سیاست قبلی برتر است.
in terms of popularity, this brand outranks all others.
از نظر محبوبیت، این برند از همه دیگران برتر است.
she outranks her colleagues in terms of sales.
او از همکاران خود از نظر فروش برتر است.
his position in the company outranks mine.
موقعیت او در شرکت از موقعیت من برتر است.
this article outranks many others on the same topic.
این مقاله از بسیاری از مقالات دیگر در مورد همان موضوع برتر است.
the general outranks all other officers.
ژنرال از همه افسران دیگر برتر است.
in academic circles, her research outranks his.
در محافل علمی، تحقیقات او از تحقیقات او برتر است.
his achievements outrank those of his peers.
دستاوردهای او از دستاوردهای همسالانش برتر است.
this skill outranks all others in importance.
این مهارت از همه دیگران از نظر اهمیت برتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید