tops

[ایالات متحده]/tɒps/
[بریتانیا]/tɑːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالاترین قسمت؛ بالاترین نقطه (جمع top)
v. به بالاترین نقطه رسیدن؛ سوم شخص مفرد top
adj. درجه یک؛ کیفیت عالی

عبارات و ترکیب‌ها

tops of trees

اوج درختان

on top

روی

top tops

بالاها

top it

آن را بالا ببر

top topsy

بالای توپسی

mountain tops

قله‌های کوهستانی

top topsy-turvy

بالای وارونه

tops and tails

رو و پُل

tops off

بدون تاج

showing tops

نشان دادن قله‌ها

جملات نمونه

she wore her favorite tops to the party.

او بلوزهای مورد علاقه خود را به مهمانی پوشید.

the store has a sale on summer tops.

فروشگاه بلوزهای تابستانی را با تخفیف ارائه می دهد.

he always chooses the best tops for his outfits.

او همیشه بهترین بلوزها را برای لباس هایش انتخاب می کند.

these tops are perfect for the warm weather.

این بلوزها برای هوای گرم عالی هستند.

she prefers wearing loose tops for comfort.

او ترجیح می دهد به دلیل راحتی بلوزهای گشاد بپوشد.

the fashion show featured trendy tops.

نمایش مد بلوزهای مد روز را به نمایش گذاشت.

he bought several new tops for the summer.

او چندین بلوز جدید برای تابستان خرید.

my favorite tops are made from cotton.

بلوزهای مورد علاقه من از پنبه ساخته شده اند.

she designs unique tops for her clothing line.

او بلوزهای منحصر به فردی برای خط تولید لباس خود طراحی می کند.

these colorful tops are on trend this season.

این بلوزهای رنگارنگ امسال مد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید