outrigger

[ایالات متحده]/'aʊtrɪgə/
[بریتانیا]/'aʊt'rɪgɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختاری که از طرف یک قایق امتداد می‌یابد تا حمایت فراهم کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

outrigger canoe

قایق پارویی

جملات نمونه

In the case of invariable of outrigger belt and changing the vertical positional arrangement, the effect on structural inner force, natural vibration period and sidesway were discussed.

در مورد ثابت بودن تسمه نگهدارنده و تغییر در آرایش عمودی، تأثیر آن بر نیروی داخلی سازه، دوره ارتعاش طبیعی و انحراف جانبی مورد بحث قرار گرفت.

The outrigger canoe glided through the water smoothly.

قایق بومی به آرامی در آب سر خورد.

The outrigger helped stabilize the kayak in rough waters.

بیرقی به تثبیت کایاک در آب‌های خشن کمک کرد.

The outrigger is an essential part of traditional Polynesian canoes.

بیرقی بخش ضروری قایق‌های سنتی پلی‌نزیایی است.

The outrigger provides additional stability to the boat.

بیرقی پایداری بیشتری را برای قایق فراهم می‌کند.

The outrigger was damaged during the storm.

بیرقی در طول طوفان آسیب دید.

They attached an outrigger to the boat to prevent capsizing.

آنها برای جلوگیری از واژگونی، یک بیرقی به قایق وصل کردند.

The outrigger design originated in ancient Austronesian cultures.

طراحی بیرقی در فرهنگ‌های باستانی اتنزیایی ریشه دارد.

The outrigger can be detached for easier transportation.

می‌توان بیرقی را برای حمل و نقل آسان‌تر جدا کرد.

The outrigger adds an interesting element to the boat's appearance.

بیرقی یک عنصر جالب را به ظاهر قایق اضافه می‌کند.

He spent hours crafting the outrigger to perfection.

او ساعت‌ها وقت صرف ساختن بیرقی به کمال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید