outsizing

[ایالات متحده]/ˈaʊtsaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈaʊtsaɪzɪŋ/

ترجمه

adj. بزرگتر از اندازه استاندارد
n. یک مورد بزرگ، به ویژه در پوشاک

عبارات و ترکیب‌ها

outsizing strategy

استراتژی بزرگ‌نمایی

outsizing process

فرآیند بزرگ‌نمایی

outsizing initiative

ابتکار عمل بزرگ‌نمایی

outsizing plan

برنامه بزرگ‌نمایی

outsizing model

مدل بزرگ‌نمایی

outsizing project

پروژه بزرگ‌نمایی

outsizing decision

تصمیم بزرگ‌نمایی

outsizing trend

روند بزرگ‌نمایی

outsizing approach

رویکرد بزرگ‌نمایی

outsizing analysis

تحلیل بزرگ‌نمایی

جملات نمونه

outsizing the competition requires innovative strategies.

برای پیشی گرفتن از رقبا، نیاز به راهبردهای نوآورانه است.

the company is focused on outsizing its market presence.

شرکت بر افزایش حضور خود در بازار متمرکز است.

outsizing can lead to increased profits if managed well.

اگر به خوبی مدیریت شود، پیشی گرفتن می‌تواند منجر به افزایش سود شود.

they are outsizing their operations to meet demand.

آنها برای پاسخگویی به تقاضا، عملیات خود را گسترش می‌دهند.

outsizing the workforce may improve efficiency.

کاهش نیروی کار ممکن است باعث بهبود کارایی شود.

outsizing strategies can be risky in volatile markets.

راهبردهای پیشی گرفتن می‌تواند در بازارهای ناپایدار خطرناک باشد.

outsizing their product line helped attract new customers.

گسترش خط تولید به جذب مشتریان جدید کمک کرد.

investing in technology is key to outsizing their capabilities.

سرمایه‌گذاری در فناوری کلید افزایش قابلیت‌های آنها است.

outsizing operations can sometimes lead to management challenges.

گاهی اوقات گسترش عملیات می‌تواند منجر به چالش‌های مدیریتی شود.

they are considering outsizing their facilities for better logistics.

آنها در حال بررسی گسترش امکانات خود برای بهبود لجستیک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید