overachieves

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈtʃiːvz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈtʃivz/

ترجمه

v. بیشتر از آنچه پیش‌بینی شده یا انتظار می‌رفته به دست آوردن; بهتر از متوسط عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overachieves expectations

فراتر از انتظارات عمل می‌کند

overachieves goals

فراتر از اهداف عمل می‌کند

overachieves standards

فراتر از استانداردهای مورد انتظار عمل می‌کند

overachieves performance

عملکرد فراتر از حد انتظار دارد

overachieves targets

فراتر از اهداف تعیین شده عمل می‌کند

overachieves results

نتایج فراتر از حد انتظار می‌دهد

overachieves potential

فراتر از پتانسیل عمل می‌کند

overachieves benchmarks

فراتر از نقاط مرجع عمل می‌کند

overachieves limits

فراتر از محدودیت‌ها عمل می‌کند

overachieves success

موفقیت فراتر از حد انتظار را کسب می‌کند

جملات نمونه

she consistently overachieves in her academic performance.

او به طور مداوم در عملکرد تحصیلی خود از انتظارات فراتر می‌رود.

the team overachieves its goals every quarter.

تیم هر سه ماهه از اهداف خود فراتر می‌رود.

his ability to overachieve sets him apart from his peers.

توانایی او در فراتر رفتن از انتظارات، او را از همسالانش متمایز می‌کند.

the company overachieves its sales targets year after year.

شرکت سالانه از اهداف فروش خود فراتر می‌رود.

she is known for her tendency to overachieve in competitions.

او به خاطر تمایلش به فراتر رفتن از انتظارات در مسابقات شناخته شده است.

he overachieves in his role as a project manager.

او در نقش مدیر پروژه از انتظارات فراتر می‌رود.

the student overachieves by taking advanced courses.

دانشجو با گذراندن دروس پیشرفته از انتظارات فراتر می‌رود.

her dedication allows her to overachieve in her career.

تعهد او به او اجازه می‌دهد تا در حرفه خود از انتظارات فراتر برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید