overachieves expectations
فراتر از انتظارات عمل میکند
overachieves goals
فراتر از اهداف عمل میکند
overachieves standards
فراتر از استانداردهای مورد انتظار عمل میکند
overachieves performance
عملکرد فراتر از حد انتظار دارد
overachieves targets
فراتر از اهداف تعیین شده عمل میکند
overachieves results
نتایج فراتر از حد انتظار میدهد
overachieves potential
فراتر از پتانسیل عمل میکند
overachieves benchmarks
فراتر از نقاط مرجع عمل میکند
overachieves limits
فراتر از محدودیتها عمل میکند
overachieves success
موفقیت فراتر از حد انتظار را کسب میکند
she consistently overachieves in her academic performance.
او به طور مداوم در عملکرد تحصیلی خود از انتظارات فراتر میرود.
the team overachieves its goals every quarter.
تیم هر سه ماهه از اهداف خود فراتر میرود.
his ability to overachieve sets him apart from his peers.
توانایی او در فراتر رفتن از انتظارات، او را از همسالانش متمایز میکند.
the company overachieves its sales targets year after year.
شرکت سالانه از اهداف فروش خود فراتر میرود.
she is known for her tendency to overachieve in competitions.
او به خاطر تمایلش به فراتر رفتن از انتظارات در مسابقات شناخته شده است.
he overachieves in his role as a project manager.
او در نقش مدیر پروژه از انتظارات فراتر میرود.
the student overachieves by taking advanced courses.
دانشجو با گذراندن دروس پیشرفته از انتظارات فراتر میرود.
her dedication allows her to overachieve in her career.
تعهد او به او اجازه میدهد تا در حرفه خود از انتظارات فراتر برود.
overachieves expectations
فراتر از انتظارات عمل میکند
overachieves goals
فراتر از اهداف عمل میکند
overachieves standards
فراتر از استانداردهای مورد انتظار عمل میکند
overachieves performance
عملکرد فراتر از حد انتظار دارد
overachieves targets
فراتر از اهداف تعیین شده عمل میکند
overachieves results
نتایج فراتر از حد انتظار میدهد
overachieves potential
فراتر از پتانسیل عمل میکند
overachieves benchmarks
فراتر از نقاط مرجع عمل میکند
overachieves limits
فراتر از محدودیتها عمل میکند
overachieves success
موفقیت فراتر از حد انتظار را کسب میکند
she consistently overachieves in her academic performance.
او به طور مداوم در عملکرد تحصیلی خود از انتظارات فراتر میرود.
the team overachieves its goals every quarter.
تیم هر سه ماهه از اهداف خود فراتر میرود.
his ability to overachieve sets him apart from his peers.
توانایی او در فراتر رفتن از انتظارات، او را از همسالانش متمایز میکند.
the company overachieves its sales targets year after year.
شرکت سالانه از اهداف فروش خود فراتر میرود.
she is known for her tendency to overachieve in competitions.
او به خاطر تمایلش به فراتر رفتن از انتظارات در مسابقات شناخته شده است.
he overachieves in his role as a project manager.
او در نقش مدیر پروژه از انتظارات فراتر میرود.
the student overachieves by taking advanced courses.
دانشجو با گذراندن دروس پیشرفته از انتظارات فراتر میرود.
her dedication allows her to overachieve in her career.
تعهد او به او اجازه میدهد تا در حرفه خود از انتظارات فراتر برود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید