overages

[ایالات متحده]/ˈəʊvərɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈoʊvərɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مازاد چیزی، مانند کالا یا زمان؛ مازاد؛ مقدار اضافی
adj. فراتر از سن یا وضعیت عادی بودن؛ قدیمی؛ از مد افتاده

عبارات و ترکیب‌ها

data overages

اضافه بار داده

overages policy

سیاست اضافه بار

overages charges

هزینه های اضافه بار

overages report

گزارش اضافه بار

service overages

اضافه بار خدمات

overages limit

حد اضافه بار

monthly overages

اضافه بار ماهانه

overages fee

کارمزد اضافه بار

overages analysis

تجزیه و تحلیل اضافه بار

overages exceptions

استثنائات اضافه بار

جملات نمونه

the company incurred overages on their budget this quarter.

شرکت در این فصل متحمل کسری بودجه شد.

we need to address the overages in our project costs.

ما باید به کسری هزینه‌های پروژه رسیدگی کنیم.

overages in data usage can lead to additional charges.

کسری در مصرف داده‌ها می‌تواند منجر به هزینه‌های اضافی شود.

he was surprised by the overages on his utility bill.

او از کسری در قبض خدمات خود متعجب بود.

the team is working to minimize overages in future budgets.

تیم در حال تلاش برای به حداقل رساندن کسری در بودجه‌های آینده است.

tracking overages helps in better financial planning.

ردیابی کسری‌ها به برنامه‌ریزی مالی بهتر کمک می‌کند.

she was penalized for the overages in her project timeline.

او به دلیل کسری در جدول زمانی پروژه اش جریمه شد.

overages can often be avoided with careful planning.

اغلب می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق از کسری‌ها جلوگیری کرد.

the report highlighted the overages in several departments.

گزارش کسری در چندین بخش را برجسته کرد.

understanding the reasons for overages is essential for improvement.

درک دلایل کسری‌ها برای بهبود ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید