overcrops

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈkrɒp/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈkrɑːp/

ترجمه

vt. به طور مداوم زمین را کشت کردن تا حد تخلیه؛ بیش از حد کشاورزی یا کاشتن به طور افراطی که منجر به تخریب زمین می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

overcrop land

زمین بیش‌کاشت

overcrop fields

زمین‌های بیش‌کاشت

overcrop yields

عملکرد بیش‌کاشت

overcrop practices

روش‌های بیش‌کاشت

overcrop effects

اثرات بیش‌کاشت

overcrop issues

مشکلات بیش‌کاشت

overcrop management

مدیریت بیش‌کاشت

overcrop rotation

چرخش بیش‌کاشت

overcrop scenarios

سناریوهای بیش‌کاشت

overcrop solutions

راه حل‌های بیش‌کاشت

جملات نمونه

farmers often overcrop their fields to meet high demand.

کشاورزان اغلب برای پاسخگویی به تقاضای بالا، زمین‌های خود را بیش از حد کشت می‌کنند.

overcropping can lead to soil degradation and loss of nutrients.

بیش‌کاشت می‌تواند منجر به تخریب خاک و از دست دادن مواد مغذی شود.

it's essential to manage crop rotation to avoid overcropping.

مدیریت تناوب کشت برای جلوگیری از بیش‌کاشت ضروری است.

many regions suffer from the consequences of overcropping.

بسیاری از مناطق از عواقب بیش‌کاشت رنج می‌برند.

overcropping can disrupt local ecosystems and wildlife.

بیش‌کاشت می‌تواند اکوسیستم و حیات وحش محلی را مختل کند.

to combat overcropping, sustainable farming practices are necessary.

برای مقابله با بیش‌کاشت، استفاده از روش‌های کشاورزی پایدار ضروری است.

overcropping reduces biodiversity in agricultural areas.

بیش‌کاشت تنوع زیستی را در مناطق کشاورزی کاهش می‌دهد.

farmers should be educated about the risks of overcropping.

کشاورزان باید در مورد خطرات بیش‌کاشت آموزش ببینند.

overcropping often leads to increased pest problems.

بیش‌کاشت اغلب منجر به افزایش مشکلات آفات می‌شود.

efforts to reduce overcropping can improve food security.

تلاش‌ها برای کاهش بیش‌کاشت می‌تواند امنیت غذایی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید