overdosed

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈdəʊst/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈdoʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و شکل گذشته مشارکت از overdose

عبارات و ترکیب‌ها

overdosed on

مصرف بیش از حد

overdosed with

مصرف بیش از حد با

overdosed drugs

مصرف بیش از حد داروها

overdosed patients

بیماران مصرف بیش از حد

overdosed substances

مصرف بیش از حد مواد

overdosed alcohol

مصرف بیش از حد الکل

overdosed opioids

مصرف بیش از حد مواد اوپیویدی

overdosed emergency

وضعیت اضطراری مصرف بیش از حد

overdosed symptoms

علائم مصرف بیش از حد

overdosed treatment

درمان مصرف بیش از حد

جملات نمونه

he overdosed on painkillers last night.

او شب گذشته بیش از حد مصرف مسکن کرده بود.

they discovered he had overdosed on illegal drugs.

آنها متوجه شدند که او بیش از حد مصرف داروهای غیرقانونی کرده است.

he admitted to having overdosed multiple times.

او اعتراف کرد که چندین بار بیش از حد مصرف کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید