fatal accident
تصادف منجر به فوت
fatal error
خطای致命
fatal disease
بیماری کشنده
fatal attraction
جاذبه مرگبار
fatal illness
بیماری کشنده
This is a fatal absurdity.
این یک پوچی کشنده است.
The disease is potentially fatal.
این بیماری به طور بالقوه کشنده است.
a fatal heroin overdose
یک بدگیری مرگبار هروئین
a mortal wound.See Synonyms at fatal
یک زخم کشنده.برای مترادفها به کشنده مراجعه کنید
This fatal miscalculation lost them the final victory.
این اشتباه محاسباتی کشنده باعث از دست دادن پیروزی نهایی آنها شد.
there were three fatal flaws in the strategy.
سه نقص کشنده در استراتژی وجود داشت.
the fatal stabbings of four women.
خونگيری کشنده چهار زن.
a fatal series of events
یک سری وقایع کشنده
a small, nevertheless fatal error.
یک خطای کوچک، با این حال کشنده.
Pancarditis is a rare and fatal disease in newborns.
پانکاردیتیس یک بیماری نادر و کشنده در نوزادان است.
It would be fatal to bring in outsider.
وارد کردن فرد خارجی کشنده خواهد بود.
The enemy got a fatal blow in the battle.
دشمن یک ضربه کشنده در نبرد دریافت کرد.
deadly weapons; a deadly spill of radioactive waste products.See Synonyms at fatal
سلاحهای کشنده؛ نشت کشنده مواد زائد رادیواکتیو.برای مترادفها به کشنده مراجعه کنید
he cast his mind back to the fatal evening.
او ذهن خود را به عصر کشنده بازگرداند.
The loss of all my money was fatal to my plan.
از دست دادن تمام پول من برای طرح من کشنده بود.
was susceptible to a fatal virus disease,myxomatosis.
به یک بیماری ویروسی کشنده، میگزوماتوز، حساس بود.
Sleep apnea on its own is rarely fatal, but it can worsen other health problems.
آپنه خواب اغلب به خودی خود نادر است و کشنده نیست، اما می تواند مشکلات سلامتی دیگر را بدتر کند.
منبع: Osmosis - RespirationIn fact, a virus emerged in the 1970s that could've been just that fatal.
در واقع، ویروسی در دهه 1970 ظهور کرد که می توانست به همان اندازه کشنده باشد.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)But the compact had a fatal flaw.
اما طرحی که وجود داشت، یک نقص کشنده داشت.
منبع: VOA Standard English_AmericasAnd all of these complications can be fatal.
و همه این عوارض می توانند کشنده باشند.
منبع: Osmosis - GeneticsIt's not fatal, necessarily. Everything's gonna be fine.
الزاماً کشنده نیست. همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
منبع: BoJack Horseman Season 3Delaying vaccinations can put your child at risk for serious, even fatal, diseases.
به تعویق انداختن واکسیناسیون می تواند کودک شما را در معرض خطر ابتلا به بیماری های جدی و حتی کشنده قرار دهد.
منبع: Easy Learning of Medical EnglishIt had administered its fatal kiss to Barty Crouch.
او بوسه کشنده خود را به بارتی کروت بخشید.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireChallenger and later Columbia suffered tragic fatal accidents.
چالشگر و بعدها کلمبیا حوادث کشنده ای را متحمل شدند.
منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021" My fatal gift of humour, dearest" .
" هدیه کشنده من از شوخ طبعی، عزیز.
منبع: Peter PanSometimes this can cause dangerous or even fatal reactions.
گاهی اوقات این می تواند باعث واکنش های خطرناک یا حتی کشنده شود.
منبع: New question types for the CET-6 (College English Test Band 6).لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید