overemphasizes

[ایالات متحده]/ˌəʊvərˈɛmfəsaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈɛmfəsaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر چیزی تأکید بیش از حد گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

overemphasizes details

اهمیت بیش از حد جزئیات

overemphasizes importance

اهمیت بیش از حد اهمیت

overemphasizes risks

اهمیت بیش از حد ریسک‌ها

overemphasizes benefits

اهمیت بیش از حد مزایا

overemphasizes performance

اهمیت بیش از حد عملکرد

overemphasizes issues

اهمیت بیش از حد مسائل

overemphasizes challenges

اهمیت بیش از حد چالش‌ها

overemphasizes outcomes

اهمیت بیش از حد نتایج

overemphasizes strategy

اهمیت بیش از حد استراتژی

overemphasizes knowledge

اهمیت بیش از حد دانش

جملات نمونه

he often overemphasizes the importance of grades.

او اغلب اهمیت نمرات را بیش از حد بزرگ می‌کند.

the media tends to overemphasize negative news.

رسانه‌ها معمولاً اخبار منفی را بیش از حد برجسته می‌کنند.

she overemphasizes her achievements in interviews.

او دستاوردهای خود را در مصاحلات بیش از حد برجسته می‌کند.

many teachers overemphasize rote memorization.

بسیاری از معلمان حفظ کردن را بیش از حد مهم جلوه می‌دهند.

he overemphasizes the need for perfection.

او نیاز به کمال را بیش از حد مهم جلوه می‌دهد.

some marketing strategies overemphasize product features.

برخی از استراتژی‌های بازاریابی ویژگی‌های محصول را بیش از حد برجسته می‌کنند.

he overemphasizes the role of luck in success.

او نقش شانس در موفقیت را بیش از حد مهم جلوه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید