dramatizes

[ایالات متحده]/ˈdræmətaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈdræmətaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک رمان یا رویداد را به یک فیلمنامه تبدیل کردن; چیزی را دراماتیک یا اغراق‌آمیز کردن
n. عمل تبدیل یک رمان یا رویداد به یک فیلمنامه

عبارات و ترکیب‌ها

dramatizes reality

نمایش واقعیت

dramatizes events

نمایش رویدادها

dramatizes conflict

نمایش درگیری

dramatizes emotions

نمایش احساسات

dramatizes history

نمایش تاریخ

dramatizes stories

نمایش داستان‌ها

dramatizes struggle

نمایش تلاش

dramatizes life

نمایش زندگی

dramatizes characters

نمایش شخصیت‌ها

dramatizes themes

نمایش مضامین

جملات نمونه

the film dramatizes the struggles of the main character.

فیلم، مبارزات شخصیت اصلی را به تصویر می‌کشد.

she often dramatizes her stories to make them more engaging.

او اغلب داستان‌های خود را اغراق‌آمیز می‌کند تا آن‌ها جذاب‌تر به نظر برسند.

the play dramatizes historical events from the 18th century.

نمایش، وقایع تاریخی از قرن هجدهم را به تصویر می‌کشد.

he likes to dramatize everyday situations for comedic effect.

او دوست دارد برای ایجاد جلوه‌های خنده‌دار، موقعیت‌های روزمره را اغراق‌آمیز کند.

the documentary dramatizes the impact of climate change.

مستند، تأثیرات تغییرات آب و هوایی را به تصویر می‌کشد.

her performance dramatizes the emotional turmoil of the character.

اجرای او، آشفتگی عاطفی شخصیت را به تصویر می‌کشد.

the author dramatizes the conflict between good and evil.

نویسنده، درگیری بین خیر و شر را به تصویر می‌کشد.

they dramatize their experiences to inspire others.

آن‌ها تجربیات خود را به تصویر می‌کشند تا دیگران را الهام بخشند.

the series dramatizes the lives of famous historical figures.

سریال، زندگی چهره‌های تاریخی مشهور را به تصویر می‌کشد.

in her speech, she dramatizes the importance of education.

در سخنرانی خود، او اهمیت آموزش را به تصویر می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید