overgraze

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈɡreɪz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈɡreɪz/

ترجمه

vi. به طور بیش از حد چرا کردن زمین
v. چرا کردن بیش از حد بر روی (زمین و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

overgraze land

چرای بیش از حد زمین

overgraze animals

چرای بیش از حد حیوانات

overgraze pasture

چرای بیش از حد مراتع

overgraze resources

چرای بیش از حد منابع

overgraze fields

چرای بیش از حد مزارع

overgraze habitats

چرای بیش از حد زیستگاه‌ها

overgraze wildlife

چرای بیش از حد حیات وحش

overgraze vegetation

چرای بیش از حد پوشش گیاهی

overgraze soil

چرای بیش از حد خاک

overgraze ecosystem

چرای بیش از حد اکوسیستم

جملات نمونه

overgraze can lead to soil erosion.

چرای بیش از حد می‌تواند منجر به فرسایش خاک شود.

farmers must manage their livestock to prevent overgraze.

کشاورزان باید دام‌های خود را مدیریت کنند تا از چرای بیش از حد جلوگیری کنند.

overgraze affects the health of grasslands.

چرای بیش از حد بر سلامت مراتع تأثیر می‌گذارد.

we need to educate ranchers about the dangers of overgraze.

ما باید دامداران را در مورد خطرات چرای بیش از حد آموزش دهیم.

overgraze can diminish biodiversity in ecosystems.

چرای بیش از حد می‌تواند تنوع زیستی را در اکوسیستم‌ها کاهش دهد.

to combat overgraze, rotational grazing is often recommended.

برای مقابله با چرای بیش از حد، چراگاه چرخشی اغلب توصیه می‌شود.

overgraze can lead to desertification in arid regions.

چرای بیش از حد می‌تواند منجر به بیابان‌زایی در مناطق خشک شود.

restoring lands affected by overgraze requires time and effort.

بازسازی اراضی آسیب‌دیده از چرای بیش از حد زمان و تلاش می‌طلبد.

overgraze has serious implications for food security.

چرای بیش از حد پیامدهای جدی برای امنیت غذایی دارد.

communities are working together to prevent overgraze.

جامعه‌ها برای جلوگیری از چرای بیش از حد با یکدیگر همکاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید