overmanned crew
خدمه بیش از حد
overmanned shift
شیفت بیش از حد
being overmanned
بیش از حد بودن
overmanned project
پروژه بیش از حد پرسنل
overmanned team
تیم بیش از حد
was overmanned
بیش از حد پرسنل بود
severely overmanned
به شدت بیش از حد پرسنل
overmanned workforce
نیروی کار بیش از حد
find overmanned
بیش از حد پرسنل پیدا کنید
overmanned situation
وضعیت بیش از حد پرسنل
the department was significantly overmanned, leading to low morale.
بخش به طور قابل توجهی دارای کارکنان بیش از حد بود که منجر به کاهش روحیه شد.
we realized the project was overmanned and reassigned some staff.
ما متوجه شدیم پروژه دارای کارکنان بیش از حد است و تعدادی از کارکنان را به جای دیگری منتقل کردیم.
the factory floor was overmanned, with too many workers per machine.
کف کارخانه دارای کارکنان بیش از حد بود، با تعداد زیادی کارگر در هر دستگاه.
due to automation, the company became overmanned in certain areas.
به دلیل اتوماسیون، شرکت در مناطق خاصی دچار افزایش کارکنان شد.
the overmanned workforce resulted in decreased productivity.
نیروی کار بیش از حد منجر به کاهش بهرهوری شد.
they identified the team as overmanned and suggested restructuring.
آنها تیم را به عنوان دارای کارکنان بیش از حد شناسایی کردند و پیشنهاد بازسازی دادند.
the overmanned call center struggled with high operational costs.
مرکز تماس دارای کارکنان بیش از حد با هزینههای عملیاتی بالا دست و پنجه نرم کرد.
the company decided to address the overmanned situation through attrition.
شرکت تصمیم گرفت با کاهش کارکنان، وضعیت کارکنان بیش از حد را برطرف کند.
the project team was initially overmanned, but this was later corrected.
تیم پروژه در ابتدا دارای کارکنان بیش از حد بود، اما بعداً این مشکل برطرف شد.
an overmanned office can lead to inefficiencies and wasted resources.
یک دفتر دارای کارکنان بیش از حد میتواند منجر به ناکارآمدی و هدر رفتن منابع شود.
the hr department investigated the reasons for being overmanned.
بخش منابع انسانی دلایل داشتن کارکنان بیش از حد را بررسی کرد.
overmanned crew
خدمه بیش از حد
overmanned shift
شیفت بیش از حد
being overmanned
بیش از حد بودن
overmanned project
پروژه بیش از حد پرسنل
overmanned team
تیم بیش از حد
was overmanned
بیش از حد پرسنل بود
severely overmanned
به شدت بیش از حد پرسنل
overmanned workforce
نیروی کار بیش از حد
find overmanned
بیش از حد پرسنل پیدا کنید
overmanned situation
وضعیت بیش از حد پرسنل
the department was significantly overmanned, leading to low morale.
بخش به طور قابل توجهی دارای کارکنان بیش از حد بود که منجر به کاهش روحیه شد.
we realized the project was overmanned and reassigned some staff.
ما متوجه شدیم پروژه دارای کارکنان بیش از حد است و تعدادی از کارکنان را به جای دیگری منتقل کردیم.
the factory floor was overmanned, with too many workers per machine.
کف کارخانه دارای کارکنان بیش از حد بود، با تعداد زیادی کارگر در هر دستگاه.
due to automation, the company became overmanned in certain areas.
به دلیل اتوماسیون، شرکت در مناطق خاصی دچار افزایش کارکنان شد.
the overmanned workforce resulted in decreased productivity.
نیروی کار بیش از حد منجر به کاهش بهرهوری شد.
they identified the team as overmanned and suggested restructuring.
آنها تیم را به عنوان دارای کارکنان بیش از حد شناسایی کردند و پیشنهاد بازسازی دادند.
the overmanned call center struggled with high operational costs.
مرکز تماس دارای کارکنان بیش از حد با هزینههای عملیاتی بالا دست و پنجه نرم کرد.
the company decided to address the overmanned situation through attrition.
شرکت تصمیم گرفت با کاهش کارکنان، وضعیت کارکنان بیش از حد را برطرف کند.
the project team was initially overmanned, but this was later corrected.
تیم پروژه در ابتدا دارای کارکنان بیش از حد بود، اما بعداً این مشکل برطرف شد.
an overmanned office can lead to inefficiencies and wasted resources.
یک دفتر دارای کارکنان بیش از حد میتواند منجر به ناکارآمدی و هدر رفتن منابع شود.
the hr department investigated the reasons for being overmanned.
بخش منابع انسانی دلایل داشتن کارکنان بیش از حد را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید