overplus

[ایالات متحده]/ˈəʊvəplʌs/
[بریتانیا]/ˈoʊvərplʌs/

ترجمه

n. مقدار اضافی یا مازاد؛ مقداری که بیشتر از آنچه لازم است می‌باشد
Word Forms
جمعoverpluss

عبارات و ترکیب‌ها

overplus value

ارزش مازاد

overplus goods

کالا‌های مازاد

overplus resources

منابع مازاد

overplus supply

عرضه مازاد

overplus production

تولید مازاد

overplus assets

دارایی‌های مازاد

overplus capacity

ظرفیت مازاد

overplus demand

تقاضای مازاد

overplus funds

بودجه مازاد

overplus inventory

موجودی مازاد

جملات نمونه

they found an overplus of resources in the area.

آنها یک مازاد منابع در آن منطقه کشف کردند.

the overplus of food led to a big waste.

مازاد غذا منجر به اتلاف زیادی شد.

we need to manage the overplus of information carefully.

ما باید مازاد اطلاعات را با دقت مدیریت کنیم.

the company reported an overplus in its annual profits.

شرکت یک مازاد در سود سالانه خود گزارش کرد.

there is an overplus of options available for consumers.

مازاد گزینه برای مصرف کنندگان در دسترس است.

he has an overplus of enthusiasm for the project.

او شور و اشتیاق زیادی برای پروژه دارد.

the overplus of energy in the system caused a malfunction.

مازاد انرژی در سیستم باعث خرابی شد.

they decided to sell the overplus of their inventory.

آنها تصمیم گرفتند مازاد موجودی خود را بفروشند.

we should utilize the overplus of time wisely.

ما باید از مازاد زمان به طور خردمندانه استفاده کنیم.

an overplus of knowledge can sometimes be overwhelming.

مازاد دانش گاهی اوقات می تواند طاقت فرسا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید