oversews

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈsəʊz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈsoʊz/

ترجمه

v. بر روی چیزی دوختن

عبارات و ترکیب‌ها

oversews fabric

دوختن پارچه

oversews seams

دوختن درزها

oversews edges

دوختن لبه‌ها

oversews layers

دوختن لایه‌ها

oversews hems

دوختن حاشیه‌ها

oversews stitches

دوختن گلدوزی‌ها

oversews patches

دوختن وصله‌ها

oversews trims

دوختن تزئینات

oversews borders

دوختن حاشیه ها

oversews designs

دوختن طرح‌ها

جملات نمونه

the tailor often oversews the seams for extra durability.

خیاط اغلب درزها را برای افزایش دوام، به طور کامل میدوزد.

she oversews the edges of the fabric to prevent fraying.

او لبه‌های پارچه را برای جلوگیری از کشیدگی، به طور کامل میدوزد.

he oversews the patches onto the jacket for a unique look.

او وصله‌ها را روی ژاکت به طور کامل میدوزد تا ظاهری منحصر به فرد داشته باشد.

the designer prefers to oversew the hems for a polished finish.

طراح ترجیح می‌دهد که حاشیه ها را برای داشتن ظاهری زیبا، به طور کامل بدوزد.

to ensure quality, she oversews all the important seams.

برای اطمینان از کیفیت، او تمام درزهای مهم را به طور کامل میدوزد.

they oversew the quilt layers to keep them together.

آنها لایه‌های روتختی را برای نگه داشتن آنها در کنار هم، به طور کامل میدوزند.

the garment factory oversews the labels onto each piece.

کارخانه تولید لباس، برچسب‌ها را روی هر قطعه به طور کامل میدوزد.

after the initial stitching, he always oversews for security.

پس از دوخت اولیه، او همیشه برای اطمینان، به طور کامل میدوزد.

she learned to oversew as part of her sewing skills.

او یاد گرفت که به عنوان بخشی از مهارت‌های خیاطی خود، به طور کامل بدوزد.

the project required that we oversew the edges of the canvas.

این پروژه مستلزم این بود که ما لبه‌های بوم را به طور کامل بدوزیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید