oversews fabric
دوختن پارچه
oversews seams
دوختن درزها
oversews edges
دوختن لبهها
oversews layers
دوختن لایهها
oversews hems
دوختن حاشیهها
oversews stitches
دوختن گلدوزیها
oversews patches
دوختن وصلهها
oversews trims
دوختن تزئینات
oversews borders
دوختن حاشیه ها
oversews designs
دوختن طرحها
the tailor often oversews the seams for extra durability.
خیاط اغلب درزها را برای افزایش دوام، به طور کامل میدوزد.
she oversews the edges of the fabric to prevent fraying.
او لبههای پارچه را برای جلوگیری از کشیدگی، به طور کامل میدوزد.
he oversews the patches onto the jacket for a unique look.
او وصلهها را روی ژاکت به طور کامل میدوزد تا ظاهری منحصر به فرد داشته باشد.
the designer prefers to oversew the hems for a polished finish.
طراح ترجیح میدهد که حاشیه ها را برای داشتن ظاهری زیبا، به طور کامل بدوزد.
to ensure quality, she oversews all the important seams.
برای اطمینان از کیفیت، او تمام درزهای مهم را به طور کامل میدوزد.
they oversew the quilt layers to keep them together.
آنها لایههای روتختی را برای نگه داشتن آنها در کنار هم، به طور کامل میدوزند.
the garment factory oversews the labels onto each piece.
کارخانه تولید لباس، برچسبها را روی هر قطعه به طور کامل میدوزد.
after the initial stitching, he always oversews for security.
پس از دوخت اولیه، او همیشه برای اطمینان، به طور کامل میدوزد.
she learned to oversew as part of her sewing skills.
او یاد گرفت که به عنوان بخشی از مهارتهای خیاطی خود، به طور کامل بدوزد.
the project required that we oversew the edges of the canvas.
این پروژه مستلزم این بود که ما لبههای بوم را به طور کامل بدوزیم.
oversews fabric
دوختن پارچه
oversews seams
دوختن درزها
oversews edges
دوختن لبهها
oversews layers
دوختن لایهها
oversews hems
دوختن حاشیهها
oversews stitches
دوختن گلدوزیها
oversews patches
دوختن وصلهها
oversews trims
دوختن تزئینات
oversews borders
دوختن حاشیه ها
oversews designs
دوختن طرحها
the tailor often oversews the seams for extra durability.
خیاط اغلب درزها را برای افزایش دوام، به طور کامل میدوزد.
she oversews the edges of the fabric to prevent fraying.
او لبههای پارچه را برای جلوگیری از کشیدگی، به طور کامل میدوزد.
he oversews the patches onto the jacket for a unique look.
او وصلهها را روی ژاکت به طور کامل میدوزد تا ظاهری منحصر به فرد داشته باشد.
the designer prefers to oversew the hems for a polished finish.
طراح ترجیح میدهد که حاشیه ها را برای داشتن ظاهری زیبا، به طور کامل بدوزد.
to ensure quality, she oversews all the important seams.
برای اطمینان از کیفیت، او تمام درزهای مهم را به طور کامل میدوزد.
they oversew the quilt layers to keep them together.
آنها لایههای روتختی را برای نگه داشتن آنها در کنار هم، به طور کامل میدوزند.
the garment factory oversews the labels onto each piece.
کارخانه تولید لباس، برچسبها را روی هر قطعه به طور کامل میدوزد.
after the initial stitching, he always oversews for security.
پس از دوخت اولیه، او همیشه برای اطمینان، به طور کامل میدوزد.
she learned to oversew as part of her sewing skills.
او یاد گرفت که به عنوان بخشی از مهارتهای خیاطی خود، به طور کامل بدوزد.
the project required that we oversew the edges of the canvas.
این پروژه مستلزم این بود که ما لبههای بوم را به طور کامل بدوزیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید