overtaxed resources
منابع بیش از حد مورد استفاده
overtaxed system
سیستم بیش از حد تحت فشار
overtaxed staff
پرسنل بیش از حد تحت فشار
overtaxed budget
بودجه بیش از حد تحت فشار
overtaxed infrastructure
زیرساخت بیش از حد تحت فشار
overtaxed environment
محیط زیست بیش از حد تحت فشار
overtaxed services
خدمات بیش از حد تحت فشار
overtaxed economy
اقتصاد بیش از حد تحت فشار
overtaxed workload
بار کاری بیش از حد
overtaxed network
شبکه بیش از حد تحت فشار
the workers felt overtaxed by the sudden increase in demands.
کارگران احساس میکردند که به دلیل افزایش ناگهانی تقاضاها، بیش از حد تحت فشار هستند.
he realized he had overtaxed his body during the marathon.
او متوجه شد که در طول ماراتن، بدن خود را بیش از حد تحت فشار قرار داده است.
overtaxed employees often experience burnout.
کارمندانی که بیش از حد تحت فشار هستند، اغلب دچار فرسودگی میشوند.
the system was overtaxed and crashed under the pressure.
سیستم بیش از حد تحت فشار بود و در برابر فشارها از کار افتاد.
she felt overtaxed by her responsibilities at work and home.
او احساس میکرد که مسئولیتهایش در محل کار و خانه، او را بیش از حد تحت فشار قرار داده است.
the overtaxed infrastructure struggled to keep up with demand.
زیرساختهای بیش از حد تحت فشار، برای پاسخگویی به تقاضاها با مشکل مواجه بودند.
he was overtaxed with multiple projects and deadlines.
او با پروژهها و مهلتهای متعدد، بیش از حد تحت فشار بود.
overtaxed resources can lead to decreased efficiency.
منابع بیش از حد تحت فشار میتوانند منجر به کاهش کارایی شوند.
the teacher noticed that the students were overtaxed with homework.
معلم متوجه شد که دانشآموزان با تکالیف درسی بیش از حد تحت فشار هستند.
after the holiday season, many retailers reported overtaxed staff.
پس از تعطیلات، بسیاری از خردهفروشان گزارش دادند که کارکنان بیش از حد تحت فشار هستند.
overtaxed resources
منابع بیش از حد مورد استفاده
overtaxed system
سیستم بیش از حد تحت فشار
overtaxed staff
پرسنل بیش از حد تحت فشار
overtaxed budget
بودجه بیش از حد تحت فشار
overtaxed infrastructure
زیرساخت بیش از حد تحت فشار
overtaxed environment
محیط زیست بیش از حد تحت فشار
overtaxed services
خدمات بیش از حد تحت فشار
overtaxed economy
اقتصاد بیش از حد تحت فشار
overtaxed workload
بار کاری بیش از حد
overtaxed network
شبکه بیش از حد تحت فشار
the workers felt overtaxed by the sudden increase in demands.
کارگران احساس میکردند که به دلیل افزایش ناگهانی تقاضاها، بیش از حد تحت فشار هستند.
he realized he had overtaxed his body during the marathon.
او متوجه شد که در طول ماراتن، بدن خود را بیش از حد تحت فشار قرار داده است.
overtaxed employees often experience burnout.
کارمندانی که بیش از حد تحت فشار هستند، اغلب دچار فرسودگی میشوند.
the system was overtaxed and crashed under the pressure.
سیستم بیش از حد تحت فشار بود و در برابر فشارها از کار افتاد.
she felt overtaxed by her responsibilities at work and home.
او احساس میکرد که مسئولیتهایش در محل کار و خانه، او را بیش از حد تحت فشار قرار داده است.
the overtaxed infrastructure struggled to keep up with demand.
زیرساختهای بیش از حد تحت فشار، برای پاسخگویی به تقاضاها با مشکل مواجه بودند.
he was overtaxed with multiple projects and deadlines.
او با پروژهها و مهلتهای متعدد، بیش از حد تحت فشار بود.
overtaxed resources can lead to decreased efficiency.
منابع بیش از حد تحت فشار میتوانند منجر به کاهش کارایی شوند.
the teacher noticed that the students were overtaxed with homework.
معلم متوجه شد که دانشآموزان با تکالیف درسی بیش از حد تحت فشار هستند.
after the holiday season, many retailers reported overtaxed staff.
پس از تعطیلات، بسیاری از خردهفروشان گزارش دادند که کارکنان بیش از حد تحت فشار هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید