overzealousness

[ایالات متحده]/[ˈəʊvəˈziːlənəs]/
[بریتانیا]/[ˈoʊvərˈziːlənəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شور و حرارت بیش از حد؛ تعصب افراطی؛ تمایل به انجام کار با شور و حرارت زیاد؛ حالت شور و حرارت افراطی.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid overzealousness

اجتناب از تعصب‌گری

showing overzealousness

نشان دادن تعصب‌گری

preventing overzealousness

جلوگیری از تعصب‌گری

due to overzealousness

به دلیل تعصب‌گری

risk of overzealousness

خطر تعصب‌گری

criticized for overzealousness

به دلیل تعصب‌گری مورد انتقاد قرار گرفتن

displaying overzealousness

به نمایش گذاشتن تعصب‌گری

fear of overzealousness

ترس از تعصب‌گری

resulted in overzealousness

به تعصب‌گری انجامید

exhibiting overzealousness

نشان دادن تعصب‌گری

جملات نمونه

his overzealousness in volunteering sometimes hindered the team's progress.

اشتیاق بیش از حد او در داوطلب شدن گاهی اوقات باعث اختلال در پیشرفت تیم می‌شد.

the marketing campaign suffered from the overzealousness of the new director.

کمپین بازاریابی از زیاده‌روی مدیر جدید رنج می‌برد.

we appreciate your enthusiasm, but try to curb your overzealousness a bit.

ما از شور و اشتیاق شما قدردانی می‌کنیم، اما سعی کنید کمی زیاده‌روی خود را مهار کنید.

the security guard's overzealousness led to several unnecessary detentions.

زیاده‌روی نگهبان امنیتی منجر به چندین بازداشت غیرضروری شد.

despite his overzealousness, he had a good heart and wanted to help.

با وجود زیاده‌روی او، قلب خوبی داشت و می‌خواست کمک کند.

the coach warned the player about the dangers of overzealousness on the field.

مربی به بازیکن در مورد خطرات زیاده‌روی در زمین بازی هشدار داد.

her overzealousness in proving herself sometimes backfired on her.

زیاده‌روی او در اثبات خود گاهی اوقات به ضرر او تمام می‌شد.

the project failed partly due to the overzealousness of certain team members.

این پروژه تا حدودی به دلیل زیاده‌روی برخی از اعضای تیم شکست خورد.

he tempered his overzealousness with a dose of caution and practicality.

او با کمی احتیاط و عمل‌گرایی، زیاده‌روی خود را کنترل کرد.

the overzealousness of the fans sometimes created a disruptive atmosphere.

زیاده‌روی طرفداران گاهی اوقات فضایی آشفته ایجاد می‌کرد.

it's important to balance passion with reason, avoiding overzealousness.

مهم است که شور و اشتیاق را با عقل سليم متعادل کرد و از زیاده‌روی اجتناب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید