paddies

[ایالات متحده]/ˈpædiz/
[بریتانیا]/ˈpædiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پدی؛ مزارع برنج؛ اصطلاح عامیانه برای مردم ایرلند؛ اصطلاح عامیانه برای پلیس

عبارات و ترکیب‌ها

rice paddies

مزارع برنج

paddies field

مزارع برنج

paddies area

منطقه مزارع برنج

paddies farming

کشاورزی برنج

paddies landscape

مناظر مزارع برنج

paddies cultivation

کشت برنج

paddies harvest

برداشت برنج

paddies irrigation

آبیاری مزارع برنج

paddies ecosystem

زیست‌بوم مزارع برنج

paddies management

مدیریت مزارع برنج

جملات نمونه

the farmers worked hard in the rice paddies.

کشاورزان به سختی در مزارع برنج کار می‌کردند.

we saw beautiful lotus flowers in the paddies.

ما گل‌های نیلوفر زیبا را در مزارع دیدیم.

the paddies are flooded during the rainy season.

در فصل بارانی، مزارع غرق آب می‌شوند.

many birds gather around the paddies to feed.

پرنده‌های زیادی برای تغذیه در اطراف مزارع جمع می‌شوند.

harvesting rice from the paddies is a labor-intensive process.

دریافت برنج از مزارع یک فرآیند پرزحمت است.

the paddies provide a habitat for various wildlife.

مزارع زیستگاه حیات وحش مختلف را فراهم می‌کنند.

children love to play in the paddies during summer.

کودکان عاشق بازی در مزارع در تابستان هستند.

the paddies stretch as far as the eye can see.

مزارع تا جایی که چشم کار می‌کند گسترده‌اند.

she learned how to plant rice in the paddies from her father.

او یاد گرفت که چگونه برنج را در مزارع از پدرش بکارد.

paddies are essential for rice production in many countries.

مزارع برای تولید برنج در بسیاری از کشورها ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید