| جمع | paladins |
Paladins smite enemies with divine authority, bolster the courage of nearby companions, and radiate as if a beacon of inextinguishable hope.
نگهبانان با اقتدار الهی دشمنان را نابود میکنند، اعتماد به نفس همراهان نزدیک را تقویت میکنند و مانند نشانهای از امید ناپایدار میدرخشند.
The paladin swore an oath to protect the innocent.
پالادین سوگند خورد که از بیگناهان محافظت کند.
The paladin wielded a mighty sword against the dark forces.
پالادین شمشیر قدرتمندی را علیه نیروهای تاریکی به دست گرفت.
In the legends, the paladin is often portrayed as a noble and brave warrior.
در افسانهها، پالادین اغلب به عنوان یک جنگجوی شریف و شجاع به تصویر کشیده میشود.
The paladin's armor gleamed in the sunlight.
زره پالادین در نور خورشید میدرخشید.
Many people look up to the paladin as a symbol of justice and righteousness.
بسیاری از مردم پالادین را به عنوان نمادی از عدالت و درستکاری میستایند.
The paladin's unwavering dedication to their cause inspired others to follow their lead.
تعهد непоколебимый پالادین به هدف خود الهام بخش دیگران برای پیروی از رهبری آنها شد.
The paladin's faith in their beliefs never wavered, even in the face of great adversity.
اعتقاد پالادین به باورهای خود حتی در مواجهه با سختیهای بزرگ هم سست نشد.
Legends tell of a paladin who single-handedly defeated a dragon to save a village.
افسانهها از پالادینی میگویند که به تنهایی یک اژدها را شکست داد تا یک روستا را نجات دهد.
The paladin's sense of honor compelled them to always do what is right, no matter the cost.
حس شرافت پالادین آنها را مجبور میکرد تا همیشه درست انجام دهند، مهم نبود چه هزینهای.
The paladin's presence on the battlefield instilled hope in their allies and fear in their enemies.
حضور پالادین در میدان جنگ امید را در متحدانشان و ترس را در دشمنانشان ایجاد میکرد.
Paladins smite enemies with divine authority, bolster the courage of nearby companions, and radiate as if a beacon of inextinguishable hope.
نگهبانان با اقتدار الهی دشمنان را نابود میکنند، اعتماد به نفس همراهان نزدیک را تقویت میکنند و مانند نشانهای از امید ناپایدار میدرخشند.
The paladin swore an oath to protect the innocent.
پالادین سوگند خورد که از بیگناهان محافظت کند.
The paladin wielded a mighty sword against the dark forces.
پالادین شمشیر قدرتمندی را علیه نیروهای تاریکی به دست گرفت.
In the legends, the paladin is often portrayed as a noble and brave warrior.
در افسانهها، پالادین اغلب به عنوان یک جنگجوی شریف و شجاع به تصویر کشیده میشود.
The paladin's armor gleamed in the sunlight.
زره پالادین در نور خورشید میدرخشید.
Many people look up to the paladin as a symbol of justice and righteousness.
بسیاری از مردم پالادین را به عنوان نمادی از عدالت و درستکاری میستایند.
The paladin's unwavering dedication to their cause inspired others to follow their lead.
تعهد непоколебимый پالادین به هدف خود الهام بخش دیگران برای پیروی از رهبری آنها شد.
The paladin's faith in their beliefs never wavered, even in the face of great adversity.
اعتقاد پالادین به باورهای خود حتی در مواجهه با سختیهای بزرگ هم سست نشد.
Legends tell of a paladin who single-handedly defeated a dragon to save a village.
افسانهها از پالادینی میگویند که به تنهایی یک اژدها را شکست داد تا یک روستا را نجات دهد.
The paladin's sense of honor compelled them to always do what is right, no matter the cost.
حس شرافت پالادین آنها را مجبور میکرد تا همیشه درست انجام دهند، مهم نبود چه هزینهای.
The paladin's presence on the battlefield instilled hope in their allies and fear in their enemies.
حضور پالادین در میدان جنگ امید را در متحدانشان و ترس را در دشمنانشان ایجاد میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید