palatine

[ایالات متحده]/'pælətaɪn/
[بریتانیا]/'pælətaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کنت پالانتین؛ exercising royal power within a territory
n. یک کنت پالانتین؛ یک مقام دربار
Word Forms
جمعpalatines

عبارات و ترکیب‌ها

palatine bone

استخوان کام

palatine tonsil

بامدادها

جملات نمونه

suspensorium In ichthyology, the chain of cartilages and bones from the hyomandibular to the palatine, suspending the jaws from the neurocranium.

سوسپنسوریوم در علم اختیاه، زنجیره‌ای از غضروف‌ها و استخوان‌ها از هیوماندایبل تا پالاتین، که فک‌ها را از نوروکورانیم آویزان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید