pallant

[ایالات متحده]/ˈpælənt/
[بریتانیا]/ˈpælənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل پالات؛ پالاتال.
n. پالانت؛ یک نوشته متفاوت از پالانت (یک سکه طلا).
شکل‌های واژه
جمعpallants

عبارات و ترکیب‌ها

pallant look

پالانت لوك

pallant expression

پالانت عبارت

pallant face

پالانت چهره

becoming pallant

در حال شدن پالانت

pallant skin

پوست پالانت

pallant tone

نبرد پالانت

appeared pallant

به نظر می‌رسد پالانت

pallant hue

رنگ پالانت

feeling pallant

احساس پالانت

pallant shade

سایه پالانت

جملات نمونه

the pallant glow of the moonlight illuminated the old mansion.

چراغی که از ماه پرتاب می‌شد، خانه قدیمی را روشن کرد.

despite his pallant appearance, he was actually quite strong.

هرچند ظاهر او چراغی بود، واقعاً او خیلی قوی بود.

the pallant flowers wilted in the summer heat.

گل‌های چراغی در گرماي تابستان فساد کردند.

she gave a pallant smile that didn't reach her eyes.

او یک لبخند چراغی داد که به چشمانش نرسید.

the pallant colors of autumn were beautiful.

رنگ‌های چراغی پاییز زیبایی داشتند.

he made a pallant attempt to appear confident.

او یک تلاش چراغی برای نشان دادن اعتماد به نفس کرد.

the pallant sky suggested rain was coming.

آسمان چراغی نشان داد که باران آمده است.

her pallant complexion worried her friends.

پوست چراغی او دوستانش را نگران کرد.

the pallant leaves fell from the trees in october.

برگ‌های چراغی در اکتبر از درختان افتادند.

he made a pallant gesture of resistance.

او یک حرکت چراغی مقاومت کرد.

the pallant light of dawn broke through the clouds.

نور چراغی صبحگاهی از ابرها عبور کرد.

despite the pallant resistance, the army surrendered.

هر چند مقاومت چراغی وجود داشت، نیروی نظامی تسلیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید