pallet

[ایالات متحده]/'pælɪt/
[بریتانیا]/'pælət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخت ساده و خام \npalette \nساختار چوبی مسطحی که برای جابجایی و ذخیره کالاها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

wooden pallet

پلِت چوبی

plastic pallet

پلِت پلاستیکی

pallet storage

نگهداری پالِت

pallet logistics

تدارکات پالِت

pallet handling

جابجایی پالِت

pallet management

مدیریت پالِت

pallet recycling

بازیافت پالِت

pallet racking

قفسه‌بندی پالِت

pallet truck

ربات پالت

جملات نمونه

Pallets lean against sech other,Gap between pallet and container Wall >5cm,use strong wooden board to fixed on “minimum2” supporting legs on same pallet.

بارها در کنار یکدیگر تکیه کرده اند، فاصله بین پالت و ظرف 5 سانتی متر بیشتر است، از یک تخته چوبی محکم برای ثابت کردن "حداقل 2" پایه نگهدارنده روی پالت مشابه استفاده کنید.

Are inventoried sheets stored in a dry location, properly palleted, and off the ground?

آیا برگه های موجود در انبار در یک مکان خشک، به درستی روی پالت قرار گرفته و از زمین جدا شده اند؟

The corresponding frequency of the key parts of the poplar particle presswood pallet at maximal transmissibility was determined by frequency sweep test.

فرکانس مربوطه از قطعات کلیدی چوب‌پرس ذرات درخت توس در حداکثر قابلیت انتقال توسط آزمایش فرکانس Sweep تعیین شد.

Where the goods are consolidated ina container, pallet or si milar article of transport or where they arepacked, "goods" includes such article of transport or packaging ifsupplied by the shipper.

در کجا کالاها در یک ظرف، پالت یا وسیله حمل و نقل مشابه تجمیع می شوند یا در کجا بسته بندی می شوند، "کالاها" شامل چنین وسیله حمل و نقل یا بسته بندی می شود اگر توسط فرستنده تامین شود.

The warehouse workers stacked the boxes on wooden pallets.

کارگران انبار جعبه ها را روی پالت های چوبی چیده بودند.

She used a pallet to transport the heavy bags of cement.

او از یک پالت برای حمل کیسه های سیمان سنگین استفاده کرد.

The artist mixed different colors on a paint pallet.

هنرمند رنگ های مختلف را روی یک پالت نقاشی مخلوط کرد.

The delivery truck unloaded the goods from the pallets.

کامیون تحویل کالاها را از پالت ها تخلیه کرد.

We need to order more pallets for the upcoming shipment.

ما باید پالت های بیشتری برای محموله بعدی سفارش دهیم.

The forklift operator carefully lifted the pallet of fragile glassware.

اپراتور چنگک به آرامی پالت شیشه های حساس را بلند کرد.

The company recycled old pallets to reduce waste.

شرکت پالت های قدیمی را بازیافت کرد تا ضایعات را کاهش دهد.

The construction workers used pallets as makeshift tables during lunch break.

کارگران ساختمانی از پالت ها به عنوان میزهای موقت در زمان استراحت ناهار استفاده کردند.

The gardeners arranged flower pots on wooden pallets for a rustic look.

باغبانی ها گلدان های گل را روی پالت های چوبی برای ظاهری روستایی قرار دادند.

The store manager ordered a new shipment of pallets for inventory storage.

مدیر فروشگاه سفارش یک محموله جدید پالت برای نگهداری موجودی داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید