tray

[ایالات متحده]/treɪ/
[بریتانیا]/treɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بشقاب، سینی، سینی پرونده

عبارات و ترکیب‌ها

serving tray

سینی سرو

baking tray

سینی فر

tray table

میز سینی

letter tray

سینی نامه

cafeteria tray

سینی کافه تریا

cable tray

سینی کابل

sieve tray

سینی الک

paper tray

سینی کاغذ

tea tray

سینی چای

in tray

سینی ورودی

wooden tray

سینی چوبی

tray tower

برج سینی

fruit tray

سینی میوه

ash tray

سینی خاکستر

جملات نمونه

bought the antique tray for a song.

سینی عتیقه را با قیمت بسیار پایین خرید.

a tray decorated in black and green.

یک سینی که به رنگ سیاه و سبز تزئین شده است.

a tray of dirty cups and saucers.

یک سینی پر از فنجان و بشقاب کثیف

shove a tray across a table;

یک سینی را از روی میز عبور دهید.

a silver tray of excellent workmanship.

یک سینی نقره ای با کار عالی

Waiter with tray signals a cafe.

خدمتکار با سینی نشانه‌ای از یک کافه

She sent back her breakfast tray untouched.

او سینی صبحانه خود را بدون لمس برگرداند.

A waitress came in, carrying tea on a tray.

یک گارسون وارد شد و چای را در یک سینی حمل می کرد.

he was bearing a tray of brimming glasses.

او سینی پر از لیوان را حمل می کرد.

she moved the tray to a side table.

او سینی را به یک میز کناری منتقل کرد.

his in-tray was piled high with papers.

سینی ورودی او پر از کاغذ بود.

saucepot ,stockpot,pizza tray ,cake tray,kettle ,fry pan.high pot.

قابلمه سس، قابلمه سوپ، سینی پیتزا، سینی کیک، کتری، تابه سرخ‌کردنی، قابلمه بلند.

porridge slopped from the tray on to his shirt front.

پورIDGE از سینی روی جلوی پیراهنش ریخت.

guests carried their food on trays to mucky tables.

مهمانان غذاهای خود را در سینی به میزهای کثیف بردند.

the secretary entered with the coffee tray and made room for it on the desk.

منشی با سینی قهوه وارد شد و جای آن را روی میز باز کرد.

A covered-wire tray can span the tub and hold shampoo, rinse, and a bookrack.

یک سینی سیم دار پوشیده می تواند در اطراف وان حمام باشد و شامپو، آبکشی و نگهدارنده کتاب را در خود جای دهد.

The tray-brim-like up-down asymmetric border combines congenially with the ‘girdling’.

مرز نامتقارن مانند لبه سینی به طور دوستانه با 'گاردلینگ' ترکیب می شود.

Manufacture of corrugated cardboard packaging.All types of boxes (Otor, CARN, PAV boxes, trays and...

تولید بسته‌بندی مقوایی شیاردار. همه نوع جعبه (Otor, CARN, PAV boxes, trays and...

This paper analyzes the metering error of floating roof tank caused by the floating tray to guide the installation of liquidometer.

این مقاله خطای اندازه گیری مخزن شناور سقف ناشی از سینی شناور را برای هدایت نصب لوله اندازه گیری تجزیه و تحلیل می کند.

My eyes trayed far and wide before I shut them and said,"Here art thou!"

چشم‌هایم دور و نزدیک جستجو کردند قبل از اینکه آن‌ها را ببندم و بگویم: «اینجایی!

نمونه‌های واقعی

I make up this tray every night.

من هر شب این سینی را آماده می‌کنم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

You know how they have the tray?

می‌دانید آنها چگونه سینی را دارند؟

منبع: Modern Family - Season 05

He held up the tray with the pill.

او سینی را با قرص بالا آورد.

منبع: Journey to the West

True story, I dropped so many trays of drinks.

داستان واقعی، من آنقدر سینی نوشیدنی انداختم.

منبع: Learn grammar with Lucy.

But there must be over a hundred empty trays.

اما باید بیش از صد سینی خالی وجود داشته باشد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Which we need to present on this beautiful big tray.

که ما باید آن را روی این سینی بزرگ و زیبا ارائه دهیم.

منبع: Culinary methods for gourmet food

Oh, sure. I'll...I'll bring up a tray. -Oh, thanks.

آره، حتماً. من... من یک سینی می آورم. - اوه، ممنون.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Let's go with a waiter dropping a tray of dishes.

بیایید با افتادن یک سینی ظرف توسط یک گارسون برویم.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Norrie, you're doing very well, carrying that tray of water.

نوری، شما خیلی خوب انجام می‌دهید، آن سینی آب را حمل می‌کنید.

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

Dumbledore magicked the tray onto the table, and everybody sat down.

دامبلدور سینی را با جادو روی میز قرار داد و همه نشستند.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید