pallets

[ایالات متحده]/ˈpælɪts/
[بریتانیا]/ˈpælɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل پالت; یک ساختار حمل و نقل مسطح; سکوی; تخته حمل و نقل; حصیر کاه; پالت بار; تخت موقت; نوارهای عمودی روی سپر

عبارات و ترکیب‌ها

wooden pallets

پالت‌های چوبی

plastic pallets

پالت‌های پلاستیکی

stacked pallets

پالت‌های چیده شده

pallets for shipping

پالت‌های حمل و نقل

pallets and crates

پالت و گونی

pallets of goods

پالت‌های کالا

pallets in stock

پالت در انبار

pallets for storage

پالت‌های نگهداری

returnable pallets

پالت‌های قابل بازگشت

pallets for sale

پالت‌های برای فروش

جملات نمونه

the warehouse is filled with pallets of goods.

انبار با پالپ‌های کالا پر شده است.

we need to organize the pallets for shipping.

ما باید برای حمل و نقل، پالپ‌ها را سازماندهی کنیم.

they stack the pallets carefully to save space.

آنها با دقت پالپ‌ها را روی هم قرار می‌دهند تا فضا را صرفه‌جویی کنند.

the pallets were damaged during transit.

پالپ‌ها در حین حمل و نقل آسیب دیده‌اند.

he uses a forklift to move the pallets around.

او از چرخ‌بال استفاده می‌کند تا پالپ‌ها را جابجا کند.

they are recycling old pallets for new projects.

آنها پالپ‌های قدیمی را برای پروژه‌های جدید بازیافت می‌کنند.

each pallet holds a different type of product.

هر پالپ حاوی نوع متفاوتی از محصول است.

we need to count the pallets before loading.

ما باید قبل از بارگیری، تعداد پالپ‌ها را بشماریم.

the pallets are marked with inventory labels.

پالپ‌ها با برچسب‌های موجودی مشخص شده‌اند.

they use plastic pallets to prevent moisture damage.

آنها از پالپ‌های پلاستیکی برای جلوگیری از آسیب ناشی از رطوبت استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید