palming

[ایالات متحده]/ˈpɑːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑlmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل چرخاندن یک توپ؛ یک چرخش مچ در بسکتبال
v. عمل پنهان کردن چیزی در کف دست

عبارات و ترکیب‌ها

palming technique

تکنیک پالم

palming method

روش پالم

palming gesture

حرکت پالم

palming motion

جنبش پالم

palming skill

مهارت پالم

palming practice

تمرین پالم

palming art

هنر پالم

palming trick

ترفند پالم

palming exercise

ورزش پالم

جملات نمونه

he was palming the basketball expertly during the game.

او به طور ماهرانه در حین بازی، توپ بسکتبال را پالم کرد.

she noticed him palming a card during the magic trick.

او متوجه شد که او در حین شعبده، یک کارت را پالم می‌کند.

palming a coin is a classic sleight of hand technique.

پالم کردن یک سکه یک تکنیک دست‌بازی کلاسیک است.

he was caught palming a few chips at the poker table.

او در حال پالم کردن چند تراشه در سر میز پوکر دستگیر شد.

palming techniques can enhance your magic performance.

تکنیک‌های پالم می‌توانند عملکرد جادویی شما را بهبود بخشند.

she practiced palming cards until she could do it flawlessly.

او تمرین کرد تا بتواند کارت‌ها را به طور کامل پالم کند.

palming is often used in card tricks to create illusions.

پالم اغلب در شعبده با کارت برای ایجاد توهم استفاده می‌شود.

the magician's skill in palming amazed the audience.

مهارت شعبده باز در پالم کردن، مخاطبان را شگفت زده کرد.

he demonstrated palming with a smooth and confident motion.

او پالم کردن را با حرکتی روان و با اعتماد به نفس نشان داد.

learning palming can take your magic tricks to the next level.

یادگیری پالم می‌تواند شعبده‌های جادویی شما را به سطح بعدی برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید