steal away
ربودن و دور شدن
steal over
به آرامی نزدیک شدن
Kleptomania is a mania for stealing things.
وسواس برای دزدیدن وسایل، وسواس دزدی نام دارد.
got into trouble by stealing cars.
به دلیل سرقت ماشینها دچار مشکل شدند.
stealing chocolate in a moment of aberration
سرقت شکلات در یک لحظه انحراف
The law forbids stealing and robbery.
قانون سرقت و دزدی را ممنوع میکند.
Watch that cat stealing up on the mouse.
آن گربه را ببینید که به سمت موش میرود.
She confessed stealing the money.; She confessed to stealing the money.
او به سرقت بردن پول اعتراف کرد.؛ او به سرقت پول اعتراف کرد.
stealing other people's work isn't funny.
دزدیدن آثار دیگران خندهدار نیست.
the woman hit her child for stealing sweets.
زن به دلیل دزدیدن شیرینی، فرزندش را زد.
a delicious languor was stealing over her.
یک رخوت خوشمزه داشت او را فرا می گرفت.
stores that open on Sunday are stealing a march on their competitors.
مغازاتی که یکشنبه باز میشوند، از رقبای خود پیشی میگیرند.
he surprised a gang stealing scrap metal.
او گروهی را که مشغول دزدیدن ضایعات فلزی بودند، غافلگیر کرد.
He got the boot for stealing money from the firm.
او به دلیل دزدیدن پول از شرکت، اخراج شد.
A kleptomaniac is a person who can’t help stealing things.
یک کلتومانیاک فردی است که نمیتواند از دزدیدن وسایل خودداری کند.
stealing a few moments for relaxation;
دزدیدن چند لحظه برای آرامش;
He was charged with stealing a car.
او به اتهام دزدیدن یک خودرو متهم شد.
She confessed to stealing the jewels.
او به دزدیدن جواهرات اعتراف کرد.
They discovered him stealing public property.
آنها متوجه شدند که او در حال دزدیدن اموال عمومی است.
He was dismissed for stealing bicycle parts.
او به دلیل دزدیدن قطعات دوچرخه اخراج شد.
How would you punish somebody for stealing?
چگونه مجازات یک فرد را به دلیل دزدی تعیین می کنید؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید