pandered to
مغلطه کرد به
pandered for
مغلطه کرد برای
pandered away
مغلطه کرد دور
pandered interests
مغلطه کرد به منافع
pandered demands
مغلطه کرد به خواستهها
pandered audience
مغلطه کرد به مخاطبان
pandered opinions
مغلطه کرد به نظرات
pandered policies
مغلطه کرد به سیاستها
pandered sentiments
مغلطه کرد به احساسات
pandered choices
مغلطه کرد به انتخابها
the politician pandered to the voters' fears to gain support.
سیاستمدار برای کسب حمایت، به ترسهای رایدهندگان توجه کرد.
she pandered to his ego by always agreeing with him.
او با همیشه موافق او بودن، به خودخواهی او توجه کرد.
the company pandered to trends to attract younger customers.
شرکت برای جذب مشتریان جوانتر، به روندها توجه کرد.
critics claimed the film pandered to the lowest common denominator.
منتقدان ادعا کردند که فیلم به پایینترین سطح مشترک توجه کرده است.
he pandered to her whims, hoping to win her favor.
او امیدوار بود که لطف او را به دست آورد، به خواستههای او توجه کرد.
many brands pandered to consumer demands for sustainability.
برندهای زیادی به تقاضای مصرفکنندگان برای پایداری توجه کردند.
they pandered to the audience's expectations with predictable plot twists.
آنها با پیچشهای داستانی قابل پیشبینی، به انتظارات مخاطب توجه کردند.
the magazine pandered to celebrity culture, focusing on gossip.
مجله به فرهنگ مشاهیر توجه کرد و بر روی غایبهها تمرکز کرد.
his speech was criticized for pandering to special interest groups.
سخنرانی او به دلیل توجه به گروههای ذینفع خاص مورد انتقاد قرار گرفت.
she felt that the show pandered too much to its fan base.
او احساس کرد که برنامه بیش از حد به طرفداران خود توجه میکند.
pandered to
مغلطه کرد به
pandered for
مغلطه کرد برای
pandered away
مغلطه کرد دور
pandered interests
مغلطه کرد به منافع
pandered demands
مغلطه کرد به خواستهها
pandered audience
مغلطه کرد به مخاطبان
pandered opinions
مغلطه کرد به نظرات
pandered policies
مغلطه کرد به سیاستها
pandered sentiments
مغلطه کرد به احساسات
pandered choices
مغلطه کرد به انتخابها
the politician pandered to the voters' fears to gain support.
سیاستمدار برای کسب حمایت، به ترسهای رایدهندگان توجه کرد.
she pandered to his ego by always agreeing with him.
او با همیشه موافق او بودن، به خودخواهی او توجه کرد.
the company pandered to trends to attract younger customers.
شرکت برای جذب مشتریان جوانتر، به روندها توجه کرد.
critics claimed the film pandered to the lowest common denominator.
منتقدان ادعا کردند که فیلم به پایینترین سطح مشترک توجه کرده است.
he pandered to her whims, hoping to win her favor.
او امیدوار بود که لطف او را به دست آورد، به خواستههای او توجه کرد.
many brands pandered to consumer demands for sustainability.
برندهای زیادی به تقاضای مصرفکنندگان برای پایداری توجه کردند.
they pandered to the audience's expectations with predictable plot twists.
آنها با پیچشهای داستانی قابل پیشبینی، به انتظارات مخاطب توجه کردند.
the magazine pandered to celebrity culture, focusing on gossip.
مجله به فرهنگ مشاهیر توجه کرد و بر روی غایبهها تمرکز کرد.
his speech was criticized for pandering to special interest groups.
سخنرانی او به دلیل توجه به گروههای ذینفع خاص مورد انتقاد قرار گرفت.
she felt that the show pandered too much to its fan base.
او احساس کرد که برنامه بیش از حد به طرفداران خود توجه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید