panders

[ایالات متحده]/ˈpændəz/
[بریتانیا]/ˈpændərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سلیقه یا خواسته‌های پایین‌تر دیگران پاسخ دادن؛ به کسی اجازه دادن؛ به چیزی جا دادن

عبارات و ترکیب‌ها

panders to

مغلطه کردن برای

panders for votes

مغلطه کردن برای کسب رای

panders to demands

مغلطه کردن برای خواسته‌ها

panders to critics

مغلطه کردن برای منتقدان

panders to audience

مغلطه کردن برای مخاطبان

panders to trends

مغلطه کردن برای روندها

panders to needs

مغلطه کردن برای نیازها

panders to preferences

مغلطه کردن برای ترجیحات

panders to interests

مغلطه کردن برای علایق

panders to whims

مغلطه کردن برای هوس‌ها

جملات نمونه

he often panders to his boss's whims.

او اغلب به هوس های رئیس خود پا در می‌نهد.

the politician panders to the voters to gain support.

سیاستمدت برای جلب حمایت رای دهندگان به خواسته‌ها پا در می‌نهد.

she panders to her children's every request.

او به هر درخواست فرزندانش پا در می‌نهد.

it's not good to pander to negative behavior.

پا در می‌نهادن به رفتار منفی خوب نیست.

many celebrities pander to their fans on social media.

بسیاری از مشاهیر برای جلب توجه طرفداران خود در رسانه‌های اجتماعی پا در می‌نهند.

he panders to the critics instead of focusing on his art.

او به جای تمرکز بر هنر خود به منتقدان پا در می‌نهد.

companies often pander to consumer trends for profit.

شرکت‌ها اغلب برای کسب سود به روند مصرف‌کنندگان پا در می‌نهند.

she doesn't want to pander to stereotypes.

او نمی‌خواهد به کلیشه‌ها پا در می‌نهد.

it's easy to pander to people's expectations.

پا در می‌نهادن به انتظارات مردم آسان است.

he realized that pandering won't win him true respect.

او متوجه شد که چاپلوسی او را به احترام واقعی نخواهد رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید