panders to
مغلطه کردن برای
panders for votes
مغلطه کردن برای کسب رای
panders to demands
مغلطه کردن برای خواستهها
panders to critics
مغلطه کردن برای منتقدان
panders to audience
مغلطه کردن برای مخاطبان
panders to trends
مغلطه کردن برای روندها
panders to needs
مغلطه کردن برای نیازها
panders to preferences
مغلطه کردن برای ترجیحات
panders to interests
مغلطه کردن برای علایق
panders to whims
مغلطه کردن برای هوسها
he often panders to his boss's whims.
او اغلب به هوس های رئیس خود پا در مینهد.
the politician panders to the voters to gain support.
سیاستمدت برای جلب حمایت رای دهندگان به خواستهها پا در مینهد.
she panders to her children's every request.
او به هر درخواست فرزندانش پا در مینهد.
it's not good to pander to negative behavior.
پا در مینهادن به رفتار منفی خوب نیست.
many celebrities pander to their fans on social media.
بسیاری از مشاهیر برای جلب توجه طرفداران خود در رسانههای اجتماعی پا در مینهند.
he panders to the critics instead of focusing on his art.
او به جای تمرکز بر هنر خود به منتقدان پا در مینهد.
companies often pander to consumer trends for profit.
شرکتها اغلب برای کسب سود به روند مصرفکنندگان پا در مینهند.
she doesn't want to pander to stereotypes.
او نمیخواهد به کلیشهها پا در مینهد.
it's easy to pander to people's expectations.
پا در مینهادن به انتظارات مردم آسان است.
he realized that pandering won't win him true respect.
او متوجه شد که چاپلوسی او را به احترام واقعی نخواهد رساند.
panders to
مغلطه کردن برای
panders for votes
مغلطه کردن برای کسب رای
panders to demands
مغلطه کردن برای خواستهها
panders to critics
مغلطه کردن برای منتقدان
panders to audience
مغلطه کردن برای مخاطبان
panders to trends
مغلطه کردن برای روندها
panders to needs
مغلطه کردن برای نیازها
panders to preferences
مغلطه کردن برای ترجیحات
panders to interests
مغلطه کردن برای علایق
panders to whims
مغلطه کردن برای هوسها
he often panders to his boss's whims.
او اغلب به هوس های رئیس خود پا در مینهد.
the politician panders to the voters to gain support.
سیاستمدت برای جلب حمایت رای دهندگان به خواستهها پا در مینهد.
she panders to her children's every request.
او به هر درخواست فرزندانش پا در مینهد.
it's not good to pander to negative behavior.
پا در مینهادن به رفتار منفی خوب نیست.
many celebrities pander to their fans on social media.
بسیاری از مشاهیر برای جلب توجه طرفداران خود در رسانههای اجتماعی پا در مینهند.
he panders to the critics instead of focusing on his art.
او به جای تمرکز بر هنر خود به منتقدان پا در مینهد.
companies often pander to consumer trends for profit.
شرکتها اغلب برای کسب سود به روند مصرفکنندگان پا در مینهند.
she doesn't want to pander to stereotypes.
او نمیخواهد به کلیشهها پا در مینهد.
it's easy to pander to people's expectations.
پا در مینهادن به انتظارات مردم آسان است.
he realized that pandering won't win him true respect.
او متوجه شد که چاپلوسی او را به احترام واقعی نخواهد رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید