resists

[ایالات متحده]/rɪˈzɪsts/
[بریتانیا]/rɪˈzɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای استفاده از زور برای متوقف کردن چیزی از وقوع؛ برای مقاومت یا مخالفت؛ برای مسدود کردن یا جلوگیری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

resists change

مقاوم در برابر تغییر

resists pressure

مقاوم در برابر فشار

resists temptation

مقاوم در برابر وسوسه

resists authority

مقاوم در برابر اقتدار

resists influence

مقاوم در برابر تأثیر

resists adaptation

مقاوم در برابر تطبیق

resists control

مقاوم در برابر کنترل

resists conformity

مقاوم در برابر انطباق

جملات نمونه

the material resists heat and is perfect for cooking.

مواد در برابر گرما مقاومت می‌کند و برای پخت و پز عالی است.

she resists the urge to eat junk food.

او در برابر وسوسه خوردن غذای ناسالم مقاومت می‌کند.

the paint resists fading in sunlight.

رنگ در برابر محو شدن در نور خورشید مقاومت می‌کند.

he resists change, preferring his old routine.

او در برابر تغییر مقاومت می‌کند و ترجیح می‌دهد روتین قدیمی خود را حفظ کند.

the immune system resists infections effectively.

سیستم ایمنی به طور موثر در برابر عفونت‌ها مقاومت می‌کند.

the fabric resists water, making it ideal for outdoor use.

پارچه در برابر آب مقاومت می‌کند و آن را برای استفاده در فضای باز ایده‌آل می‌کند.

she resists peer pressure and stays true to herself.

او در برابر فشار همسالان مقاومت می‌کند و به خودش وفادار می‌ماند.

the software resists unauthorized access.

نرم‌افزار در برابر دسترسی غیرمجاز مقاومت می‌کند.

he resists temptation and sticks to his diet.

او در برابر وسوسه مقاومت می‌کند و به رژیم غذایی خود پایبند می‌ماند.

the new model resists scratches better than the previous one.

مدل جدید در برابر خراش‌ها بهتر از مدل قبلی مقاومت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید