resists change
مقاوم در برابر تغییر
resists pressure
مقاوم در برابر فشار
resists temptation
مقاوم در برابر وسوسه
resists authority
مقاوم در برابر اقتدار
resists influence
مقاوم در برابر تأثیر
resists adaptation
مقاوم در برابر تطبیق
resists control
مقاوم در برابر کنترل
resists conformity
مقاوم در برابر انطباق
the material resists heat and is perfect for cooking.
مواد در برابر گرما مقاومت میکند و برای پخت و پز عالی است.
she resists the urge to eat junk food.
او در برابر وسوسه خوردن غذای ناسالم مقاومت میکند.
the paint resists fading in sunlight.
رنگ در برابر محو شدن در نور خورشید مقاومت میکند.
he resists change, preferring his old routine.
او در برابر تغییر مقاومت میکند و ترجیح میدهد روتین قدیمی خود را حفظ کند.
the immune system resists infections effectively.
سیستم ایمنی به طور موثر در برابر عفونتها مقاومت میکند.
the fabric resists water, making it ideal for outdoor use.
پارچه در برابر آب مقاومت میکند و آن را برای استفاده در فضای باز ایدهآل میکند.
she resists peer pressure and stays true to herself.
او در برابر فشار همسالان مقاومت میکند و به خودش وفادار میماند.
the software resists unauthorized access.
نرمافزار در برابر دسترسی غیرمجاز مقاومت میکند.
he resists temptation and sticks to his diet.
او در برابر وسوسه مقاومت میکند و به رژیم غذایی خود پایبند میماند.
the new model resists scratches better than the previous one.
مدل جدید در برابر خراشها بهتر از مدل قبلی مقاومت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید