pannikins

[ایالات متحده]/ˈpænɪkɪn/
[بریتانیا]/ˈpænɪkɪn/

ترجمه

n. یک تابه یا ظرف کوچک؛ یک قابلمه کوچک با ته صاف؛ یک فنجان فلزی کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

small pannikin

لیوان کوچک

metal pannikin

لیوان فلزی

wooden pannikin

لیوان چوبی

pannikin of tea

لیوان چای

pannikin for soup

لیوان سوپ

pannikin set

ست لیوان

pannikin handle

دسته لیوان

ceramic pannikin

لیوان سرامیکی

pannikin collection

کلکسیون لیوان

pannikin gift

هدیه لیوان

جملات نمونه

she poured tea into her little pannikin.

او چای را در قوری کوچک خود ریخت.

the campers used a pannikin for their morning coffee.

مسافران از یک قوری کوچک برای قهوه صبح خود استفاده کردند.

he took a sip from his metal pannikin.

او جرعه ای از قوری فلزی خود نوشید.

they shared stories over a pannikin of soup.

آنها در حالی که سوپ می خوردند داستان ها را با هم به اشتراک گذاشتند.

my grandmother always had a pannikin ready for guests.

مادربزرگ من همیشه یک قوری کوچک برای مهمانان آماده داشت.

the children gathered around the fire with their pannikins.

کودکان با قوری های کوچک خود دور آتش جمع شدند.

he filled his pannikin with fresh berries.

او قوری کوچک خود را با توت های تازه پر کرد.

after the hike, we enjoyed tea from our pannikins.

بعد از پیاده روی، ما از چای از قوری های کوچک خود لذت بردیم.

the old pannikin had seen many camping trips.

قوری کوچک قدیمی شاهد بسیاری از سفرها بوده است.

she always carried a pannikin in her backpack.

او همیشه یک قوری کوچک در کوله پشتی خود حمل می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید