small pannikin
لیوان کوچک
metal pannikin
لیوان فلزی
wooden pannikin
لیوان چوبی
pannikin of tea
لیوان چای
pannikin for soup
لیوان سوپ
pannikin set
ست لیوان
pannikin handle
دسته لیوان
ceramic pannikin
لیوان سرامیکی
pannikin collection
کلکسیون لیوان
pannikin gift
هدیه لیوان
she poured tea into her little pannikin.
او چای را در قوری کوچک خود ریخت.
the campers used a pannikin for their morning coffee.
مسافران از یک قوری کوچک برای قهوه صبح خود استفاده کردند.
he took a sip from his metal pannikin.
او جرعه ای از قوری فلزی خود نوشید.
they shared stories over a pannikin of soup.
آنها در حالی که سوپ می خوردند داستان ها را با هم به اشتراک گذاشتند.
my grandmother always had a pannikin ready for guests.
مادربزرگ من همیشه یک قوری کوچک برای مهمانان آماده داشت.
the children gathered around the fire with their pannikins.
کودکان با قوری های کوچک خود دور آتش جمع شدند.
he filled his pannikin with fresh berries.
او قوری کوچک خود را با توت های تازه پر کرد.
after the hike, we enjoyed tea from our pannikins.
بعد از پیاده روی، ما از چای از قوری های کوچک خود لذت بردیم.
the old pannikin had seen many camping trips.
قوری کوچک قدیمی شاهد بسیاری از سفرها بوده است.
she always carried a pannikin in her backpack.
او همیشه یک قوری کوچک در کوله پشتی خود حمل می کرد.
small pannikin
لیوان کوچک
metal pannikin
لیوان فلزی
wooden pannikin
لیوان چوبی
pannikin of tea
لیوان چای
pannikin for soup
لیوان سوپ
pannikin set
ست لیوان
pannikin handle
دسته لیوان
ceramic pannikin
لیوان سرامیکی
pannikin collection
کلکسیون لیوان
pannikin gift
هدیه لیوان
she poured tea into her little pannikin.
او چای را در قوری کوچک خود ریخت.
the campers used a pannikin for their morning coffee.
مسافران از یک قوری کوچک برای قهوه صبح خود استفاده کردند.
he took a sip from his metal pannikin.
او جرعه ای از قوری فلزی خود نوشید.
they shared stories over a pannikin of soup.
آنها در حالی که سوپ می خوردند داستان ها را با هم به اشتراک گذاشتند.
my grandmother always had a pannikin ready for guests.
مادربزرگ من همیشه یک قوری کوچک برای مهمانان آماده داشت.
the children gathered around the fire with their pannikins.
کودکان با قوری های کوچک خود دور آتش جمع شدند.
he filled his pannikin with fresh berries.
او قوری کوچک خود را با توت های تازه پر کرد.
after the hike, we enjoyed tea from our pannikins.
بعد از پیاده روی، ما از چای از قوری های کوچک خود لذت بردیم.
the old pannikin had seen many camping trips.
قوری کوچک قدیمی شاهد بسیاری از سفرها بوده است.
she always carried a pannikin in her backpack.
او همیشه یک قوری کوچک در کوله پشتی خود حمل می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید