| جمع | pantalons |
new pantalon
پانتالون جدید
clean pantalon
پانتالون تمیز
wearing pantalon
پوشیدن پانتالون
lost pantalon
پانتالون گم شده
favorite pantalon
پانتالون مورد علاقه
old pantalon
پانتالون قدیمی
blue pantalon
پانتالون آبی
black pantalon
پانتالون سیاه
buy pantalon
خرید پانتالون
wash pantalon
شستن پانتالون
she bought a new pair of cotton pantalon for the summer.
او یک جفت شلوار کتان جدید برای تابستان خرید.
he wore comfortable pantalon while gardening.
وی در حین کاشت و گیاهان، شلواری راحت پوشید.
the child ripped his pantalon playing in the park.
کودک در حالی که در پارک بازی میکرد، شلوارش را گریز داد.
she ironed her pantalon before the meeting.
او قبل از جلسه شلوارش را گرم کرد.
he needed to replace his worn pantalon.
وی نیاز داشت تا شلوار خود را جایگزین کند.
the tailor measured him for new pantalon.
خیاط او را برای خرید شلوار جدید اندازه گرفت.
she carefully folded her pantalon in the drawer.
او با دقت شلوارش را در لکهپارچه پوییت کرد.
he chose navy blue pantalon for the interview.
وی برای مصاحبه شلواری آبی تیره انتخاب کرد.
the pantalon were too long and needed hemming.
شلوارها زیاد بلند بودند و نیاز به چروک داشتند.
she washed her favorite pair of pantalon.
او جفت مورد علاقهاش از شلوار را شست.
he spilled coffee on his pantalon this morning.
او امروز صبح کاپuch روی شلوارش ریخت.
the pantalon fit him perfectly.
شلوارها به او کاملاً مناسب بود.
new pantalon
پانتالون جدید
clean pantalon
پانتالون تمیز
wearing pantalon
پوشیدن پانتالون
lost pantalon
پانتالون گم شده
favorite pantalon
پانتالون مورد علاقه
old pantalon
پانتالون قدیمی
blue pantalon
پانتالون آبی
black pantalon
پانتالون سیاه
buy pantalon
خرید پانتالون
wash pantalon
شستن پانتالون
she bought a new pair of cotton pantalon for the summer.
او یک جفت شلوار کتان جدید برای تابستان خرید.
he wore comfortable pantalon while gardening.
وی در حین کاشت و گیاهان، شلواری راحت پوشید.
the child ripped his pantalon playing in the park.
کودک در حالی که در پارک بازی میکرد، شلوارش را گریز داد.
she ironed her pantalon before the meeting.
او قبل از جلسه شلوارش را گرم کرد.
he needed to replace his worn pantalon.
وی نیاز داشت تا شلوار خود را جایگزین کند.
the tailor measured him for new pantalon.
خیاط او را برای خرید شلوار جدید اندازه گرفت.
she carefully folded her pantalon in the drawer.
او با دقت شلوارش را در لکهپارچه پوییت کرد.
he chose navy blue pantalon for the interview.
وی برای مصاحبه شلواری آبی تیره انتخاب کرد.
the pantalon were too long and needed hemming.
شلوارها زیاد بلند بودند و نیاز به چروک داشتند.
she washed her favorite pair of pantalon.
او جفت مورد علاقهاش از شلوار را شست.
he spilled coffee on his pantalon this morning.
او امروز صبح کاپuch روی شلوارش ریخت.
the pantalon fit him perfectly.
شلوارها به او کاملاً مناسب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید