pantalon

[ایالات متحده]/[pænˈtɑːlən]/
[بریتانیا]/[pænˈtɑːlən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جفت شلوار؛ پантalon؛ شلوار (مัก در موارد رسمی استفاده می‌شود)؛ یک جفت شلوار کوتاه
شکل‌های واژه
جمعpantalons

عبارات و ترکیب‌ها

new pantalon

پانتالون جدید

clean pantalon

پانتالون تمیز

wearing pantalon

پوشیدن پانتالون

lost pantalon

پانتالون گم شده

favorite pantalon

پانتالون مورد علاقه

old pantalon

پانتالون قدیمی

blue pantalon

پانتالون آبی

black pantalon

پانتالون سیاه

buy pantalon

خرید پانتالون

wash pantalon

شستن پانتالون

جملات نمونه

she bought a new pair of cotton pantalon for the summer.

او یک جفت شلوار کتان جدید برای تابستان خرید.

he wore comfortable pantalon while gardening.

وی در حین کاشت و گیاهان، شلواری راحت پوشید.

the child ripped his pantalon playing in the park.

کودک در حالی که در پارک بازی می‌کرد، شلوارش را گریز داد.

she ironed her pantalon before the meeting.

او قبل از جلسه شلوارش را گرم کرد.

he needed to replace his worn pantalon.

وی نیاز داشت تا شلوار خود را جایگزین کند.

the tailor measured him for new pantalon.

خیاط او را برای خرید شلوار جدید اندازه گرفت.

she carefully folded her pantalon in the drawer.

او با دقت شلوارش را در لکه‌پارچه پوییت کرد.

he chose navy blue pantalon for the interview.

وی برای مصاحبه شلواری آبی تیره انتخاب کرد.

the pantalon were too long and needed hemming.

شلوارها زیاد بلند بودند و نیاز به چروک داشتند.

she washed her favorite pair of pantalon.

او جفت مورد علاقه‌اش از شلوار را شست.

he spilled coffee on his pantalon this morning.

او امروز صبح کاپuch روی شلوارش ریخت.

the pantalon fit him perfectly.

شلوارها به او کاملاً مناسب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید