pantalons

[ایالات متحده]/ˌpæn.təˈlɒnz/
[بریتانیا]/ˌpæn.təˈlɑːnz/

ترجمه

n. پантالون
v. حالت شخص سوم در حاضر از pantaloon

عبارات و ترکیب‌ها

wear pantalons

پانتالون بپوش

new pantalons

پانتالون جدید

dirty pantalons

پانتالون کثیف

blue pantalons

پانتالون آبی

wet pantalons

پانتالون مرطوب

buy pantalons

پانتالون بخر

long pantalons

پانتالون بلند

wearing pantalons

پانتالون پوشیدن

pantalons fit

پانتالون مناسب

my pantalons

پانتالون من

جملات نمونه

she wore wide-leg pantalons to the fashion show.

او در نمایشگاه مد لباس پانتالون گسترده را پوشید.

the designer is famous for his harem pantalons.

طراح به خاطر پانتالون های هarem خود مشهور است.

i need to hem these pantalons before the party.

قبل از جشن، نیاز دارم پانتالون های من را چرونه کنم.

he prefers wearing pantalons instead of jeans.

او به جای شلوار جین، پانتالون پوشیدن را ترجیح می دهد.

the dancer moved gracefully in her loose pantalons.

رقصنده با چرخش زیبایی در پانتالون لاغر خود حرکت کرد.

striped pantalons are back in style this season.

این فصل پانتالون های محدود دوباره در مد بازگشته است.

she bought a pair of silk pantalons for the beach.

او یک جفت پانتالون از پارچه رویی برای ساحل خرید.

the vintage photo showed men wearing formal pantalons.

عکس گذشته مردان را نشان می دهد که پانتالون رسمی پوشیده اند.

please iron the wrinkles out of your pantalons.

لطفاً چین و چروخ پانتالون های شما را با چاک کن رفع کنید.

the clown's baggy pantalons made the children laugh.

پانتالون های گشاد کمدور کودکان را خنده زد.

these cotton pantalons are very comfortable in summer.

این پانتالون های پنبه ای در تابستان بسیار راحت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید