panto

[ایالات متحده]/'pænto/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پانتومیم; باله; بازیگر میم; حرکات بیانی.
Word Forms
جمعpantos

عبارات و ترکیب‌ها

panto season

فصل پانتومیم

pantomime

پن‌تومیم

panto villain

خبیث پانتومیم

panto dame

خانم پانتومیم

panto horse

اسب پانتومیم

panto script

فیلمنامه پانتومیم

جملات نمونه

There is no joviality to the Premiership panto season.

در فصل نمایش‌های تئاتر حرفه‌ای، هیچ نشاطی وجود ندارد.

The rest was pure theatre and less panto as United cantered to the three points.

بقیه تئاتر خالص و کمتر پانتومیم بود زیرا منچستر یونایتد با سرعت متوسط ​​به سه امتیاز رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید