pantomiming

[ایالات متحده]/ˈpæntəˌmaɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpæntəˌmaɪmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجراهای دراماتیک سکوت؛ پانتومیم کریسمس؛ اشاره
v. انتقال معنا با استفاده از اشاره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

pantomiming actions

انتقال حرکات

pantomiming emotions

انتقال احساسات

pantomiming scenes

انتقال صحنه‌ها

pantomiming characters

انتقال شخصیت‌ها

pantomiming gestures

انتقال حرکات دست

pantomiming ideas

انتقال ایده‌ها

pantomiming stories

انتقال داستان‌ها

pantomiming interactions

انتقال تعاملات

pantomiming instructions

انتقال دستورالعمل‌ها

pantomiming performances

انتقال اجراها

جملات نمونه

he was pantomiming the actions of a chef.

او داشت حرکات یک سرآشپز را تقلید می‌کرد.

she enjoyed pantomiming the characters from her favorite movies.

او از تقلید شخصیت‌های فیلم‌های مورد علاقه‌اش لذت می‌برد.

the children were pantomiming a scene from a fairy tale.

کودکان داشتند صحنه‌ای از یک داستان پریان را تقلید می‌کردند.

during the game, they took turns pantomiming different animals.

در طول بازی، آن‌ها نوبت‌نوب‌شان می‌شد که حیوانات مختلف را تقلید کنند.

he started pantomiming his way through the story.

او شروع به تقلید کردن داستان به روش خود کرد.

pantomiming can be a fun way to communicate without words.

تقلید کردن می‌تواند راهی سرگرم‌کننده برای برقراری ارتباط بدون کلمات باشد.

the actor was pantomiming a dramatic reaction to the news.

بازیگر یک واکنش دراماتیک به خبر را تقلید می‌کرد.

they spent the afternoon pantomiming various sports.

آن‌ها بعد از ظهر را صرف تقلید از ورزش‌های مختلف کردند.

he was pantomiming a conversation with an imaginary friend.

او داشت با یک دوست خیالی به تقلید از یک مکالمه می‌پرداخت.

pantomiming can help improve your acting skills.

تقلید کردن می‌تواند به بهبود مهارت‌های بازیگری شما کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید