method acting
بازیگری متداوم
voice acting
صداگذاری
acting skills
مهارتهای بازیگری
acting class
کلاس بازیگری
acting career
مسیر شغلی بازیگری
act as
به عنوان ... عمل کنید
act on
بر اساس ... عمل کنید
act in
در ... عمل کنید
act like
مثل ... عمل کنید
act for
به نفع ... عمل کنید
in act
در نقش
speech act
کنش گفتاری
act out
اجرا کردن
act with
با ... عمل کنید
act upon
بر روی ... اثر گذاردن
act against
در برابر ... عمل کنید
legal act
کنش قانونی
education act
قانون آموزش
juristic act
کنش حقوقی
criminal act
کنش جنایی
act of god
عمل خدا
act accordingly
عمل بر اساس آن
balancing act
مهارت تعادل
illegal act
کنش غیرقانونی
acting in a film.
بازیگری در یک فیلم
acting as a mediator.
عمل به عنوان یک میانجی
the play's acting text.
متن بازیگری نمایشنامه
The engine is acting up.
موتور دارد خراب میشود.
acting out of duty.
با وظیفه عمل کردن
The play was a tragedy, but the acting was laughable.
نمایش یک تراژدی بود، اما بازیگری خندهدار بود.
the plane's engine was acting up.
موتور هواپیما خراب بود.
good acting all round.
بازیگری خوب در کل
she was acting on a hunch .
او بر اساس یک حدس عمل میکرد.
he was acting on my instructions.
او طبق دستورالعمل من عمل میکرد.
acting in pursuance of the said agreement.
عمل کردن بر اساس قرارداد فوقالذکر.
the rest of the acting is solid.
بقیه بازیگری خوب است.
Helen got into acting purely by accident.
هلن به طور تصادفی وارد بازیگری شد.
Oliver is acting tonight.
اولیوتر امشب بازیگری میکند.
The police are acting on the information received.
پلیس بر اساس اطلاعات دریافتی عمل میکند.
The kid is acting up for our attention.
بچه برای جلب توجه ما خرابکاری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید