papaias

[ایالات متحده]/pəˈpaɪəz/
[بریتانیا]/pəˈpaɪəz/

ترجمه

n.dad (چندپاپایا)

جملات نمونه

ripe papayas have a sweet, tropical flavor.

طعم شیرین و استوایی دارد، پاپایای رسیده

i added fresh papaya to my fruit salad.

من پاپایای تازه به سالاد میوه خودم اضافه کردم.

the papaya tree produces large, orange fruits.

درخت پاپایا میوه‌های بزرگ و نارنجی تولید می‌کند.

papaya juice is rich in vitamins and enzymes.

آب پاپایا سرشار از ویتامین‌ها و آنزیم‌ها است.

green papayas are often used in salads.

پاپایای سبز اغلب در سالادها استفاده می‌شود.

she peeled the papaya and cut it into cubes.

او پوست پاپایا را کند و آن را به شکل مکعبی برش زد.

papaya seeds have a peppery taste.

دانه‌های پاپایا طعم فلفلی دارند.

the enzyme papain in papaya helps digestion.

آنزیم پاپائین در پاپایا به هضم کمک می‌کند.

papayas grow in warm, tropical climates.

پاپایا در آب و هوای گرمسیری رشد می‌کند.

he enjoys eating papaya for breakfast.

او از خوردن پاپایا برای صبحانه لذت می‌برد.

unripe papaya can be cooked as a vegetable.

می‌توان پاپایای نارس را به عنوان سبزیجات پخت.

the baby ate mashed papaya for the first time.

نوزاد برای اولین بار پاپایای له شده خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید