pappy

[ایالات متحده]/ˈpæpi/
[بریتانیا]/ˈpæpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیمه مایع; رقیق; خمیری; نرم

عبارات و ترکیب‌ها

pappy time

زمان بابا

pappy's love

عشق بابا

pappy bear

بابای خرس

pappy's hugs

تعارفات بابا

pappy's advice

مشورت بابا

pappy's stories

داستان های بابا

pappy's chair

صندلی بابا

pappy's smile

لبخند بابا

pappy's games

بازی های بابا

pappy's wisdom

حکمت بابا

جملات نمونه

pappy always tells the best stories.

پدر بزرگ همیشه بهترین داستان‌ها را تعریف می‌کند.

pappy loves to fish on the weekends.

پدر بزرگ آخر هفته‌ها عاشق ماهیگیری است.

pappy taught me how to ride a bike.

پدر بزرگ به من یاد داد چطور دوچرخه سواری کنم.

pappy's garden is full of beautiful flowers.

باغ پدر بزرگ پر از گل‌های زیباست.

pappy makes the best apple pie.

پدر بزرگ بهترین پای سیب را درست می‌کند.

pappy enjoys watching old movies.

پدر بزرگ از تماشای فیلم‌های قدیمی لذت می‌برد.

pappy always gives the best advice.

پدر بزرگ همیشه بهترین نصیحت‌ها را می‌دهد.

pappy likes to play cards with his friends.

پدر بزرگ دوست دارد با دوستانش بازی ورق کند.

pappy's stories are full of wisdom.

داستان‌های پدر بزرگ پر از حکمت هستند.

pappy enjoys spending time with his grandchildren.

پدر بزرگ از گذراندن وقت با نوه هایش لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید