paraglider

[ایالات متحده]/ˈpærəˌɡlaɪdə/
[بریتانیا]/ˈpærəˌɡlaɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی هواپیما که برای سر خوردن در هوا طراحی شده است، معمولاً با بال پارچه‌ای و بدون موتور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

paraglider pilot

خلبان پاراگلایدر

paraglider flight

پرواز پاراگلایدر

paraglider gear

تجهیزات پاراگلایدر

paraglider training

آموزش پاراگلایدر

paraglider launch

پرتاب پاراگلایدر

paraglider landing

فرود پاراگلایدر

paraglider safety

ایمنی پاراگلایدر

paraglider competition

مسابقه پاراگلایدر

paraglider adventure

ماجراجویی پاراگلایدر

paraglider experience

تجربه پاراگلایدر

جملات نمونه

paragliders need to check the weather conditions before flying.

پاراگرایدرها باید قبل از پرواز شرایط آب و هوا را بررسی کنند.

she felt an adrenaline rush while soaring through the sky in her paraglider.

در حالی که با پاراگرایدر خود در آسمان پرواز می کرد، او یک هجوم آدرنالین احساس کرد.

learning to control a paraglider takes practice and patience.

یادگیری کنترل پاراگرایدر نیاز به تمرین و صبر دارد.

the view from the top was breathtaking for the paraglider.

منظره از بالا برای پاراگرایدر نفس گیر بود.

he bought a new paraglider to improve his flying skills.

او یک پاراگرایدر جدید خرید تا مهارت های پرواز خود را بهبود بخشد.

safety equipment is essential for every paraglider.

تجهیزات ایمنی برای هر پاراگرایدر ضروری است.

he dreams of becoming a professional paraglider one day.

او رویای تبدیل شدن به یک پاراگرایدر حرفه ای را در یک روز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید