comparisons

[ایالات متحده]/kəmˈpæərɪsənz/
[بریتانیا]/kəmˈpɛrɪsənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع مقایسه؛ استعاره در بلاغت؛ درجه مقایسه در دستور زبان برای صفات یا قیدها؛ شباهت

عبارات و ترکیب‌ها

make comparisons

ایجاد مقایسه‌ها

draw comparisons

کشیدن مقایسه‌ها

use comparisons

استفاده از مقایسه‌ها

avoid comparisons

اجتناب از مقایسه‌ها

favor comparisons

تمایل به مقایسه‌ها

make quick comparisons

ایجاد مقایسه‌های سریع

highlight comparisons

تاکید بر مقایسه‌ها

relevant comparisons

مقایسه‌های مرتبط

simple comparisons

مقایسه‌های ساده

clear comparisons

مقایسه‌های واضح

جملات نمونه

comparisons between different cultures can be enlightening.

مقایسه بین فرهنگ‌های مختلف می‌تواند روشنگر باشد.

she made several comparisons to illustrate her point.

او چندین مقایسه برای نشان دادن نظرش انجام داد.

his comparisons of the two products were very detailed.

مقایسه‌های او از دو محصول بسیار دقیق بود.

comparisons often reveal hidden truths.

مقایسه‌ها اغلب حقایق پنهان را آشکار می‌کنند.

we can draw meaningful comparisons from historical data.

ما می‌توانیم مقایسه‌های معناداری از داده‌های تاریخی استخراج کنیم.

she enjoys making comparisons in her research.

او از انجام مقایسه‌ها در تحقیقات خود لذت می‌برد.

comparisons help us understand the differences better.

مقایسه‌ها به ما کمک می‌کنند تفاوت‌ها را بهتر درک کنیم.

he often uses comparisons to explain complex ideas.

او اغلب از مقایسه‌ها برای توضیح ایده‌های پیچیده استفاده می‌کند.

comparisons of prices can save you money.

مقایسه قیمت‌ها می‌تواند در صرفه‌جویی پول به شما کمک کند.

she made some interesting comparisons in her essay.

او مقایسه‌های جالبی در مقاله خود انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید