paraph

[ایالات متحده]/ˈpærəf/
[بریتانیا]/ˈpæræf/

ترجمه

n. زینتی که در انتهای امضاء قرار می‌گیرد؛ زینتی پس از امضاء برای جلوگیری از جعل
شکل‌های واژه
جمعparaphs

عبارات و ترکیب‌ها

paraph break

شکست پاراگراف

paraph style

سبک پاراگراف

paraph indentation

تورفتگی پاراگراف

paraph format

قالب‌بندی پاراگراف

paraph alignment

تراز پاراگراف

paraph spacing

فاصله گذاری پاراگراف

paraph number

شماره پاراگراف

paraph margin

حاشیه پاراگراف

paraph title

عنوان پاراگراف

paraph content

محتوای پاراگراف

جملات نمونه

she wrote a paraph about her vacation.

او در مورد تعطیلات خود یک پاراگراف نوشت.

the paraph was too long for the article.

پاراگراف برای مقاله خیلی طولانی بود.

he edited the paraph for clarity.

او پاراگراف را برای وضوح ویرایش کرد.

each paraph should focus on a single idea.

هر پاراگراف باید بر روی یک ایده تمرکز کند.

the teacher asked us to write a paraph on our favorite book.

معلم از ما خواست درباره کتاب مورد علاقه خود یک پاراگراف بنویسیم.

in the paraph, she expressed her thoughts on education.

در پاراگراف، او افکار خود را در مورد آموزش بیان کرد.

make sure to include a paraph summarizing your research.

مطمئن شوید که یک پاراگراف خلاصه کننده تحقیقات خود را شامل می شوید.

the paraph provided a strong conclusion to the essay.

پاراگراف نتیجه قوی برای مقاله ارائه داد.

he started his speech with a compelling paraph.

او سخنرانی خود را با یک پاراگراف جذاب آغاز کرد.

writing a clear paraph is essential for effective communication.

نوشتن یک پاراگراف واضح برای ارتباط موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید