rewrite

[ایالات متحده]/riː'raɪt/
[بریتانیا]/'riraɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره چیزی را تولید کردن، به ویژه در یک فرم متفاوت
vi. دوباره چیزی را تولید کردن، به ویژه در یک فرم متفاوت
n. یک قطعه بازنویسی شده

جملات نمونه

The teacher asked the students to rewrite the text.

معلم از دانش‌آموزان خواست متن را دوباره بنویسند.

And now, if you please, he wants me to rewrite the whole thing!

و حالا، اگر اجازه بدهید، می‌خواهد تمام آن را دوباره بنویسم!

I need to rewrite this essay for my English class.

من باید این مقاله را برای کلاس زبان انگلیسی ام دوباره بنویسم.

She asked me to rewrite the contract to include additional terms.

از من خواست قرارداد را دوباره بنویسم تا شرایط بیشتری را شامل شود.

The author decided to rewrite the ending of the story for a better conclusion.

نویسنده تصمیم گرفت پایان داستان را برای نتیجه‌گیری بهتر دوباره بنویسد.

I have to rewrite my resume to highlight my skills and experiences.

من باید رزومه خود را دوباره بنویسم تا مهارت‌ها و تجربیاتم را برجسته کنم.

The company hired a professional writer to rewrite their website content.

شرکت یک نویسنده حرفه‌ای استخدام کرد تا محتوای وب‌سایت خود را دوباره بنویسد.

He spent hours rewriting the code to fix the bugs in the program.

او ساعت‌ها وقت صرف بازنویسی کد برای رفع اشکالات در برنامه کرد.

The editor suggested the author rewrite the introduction to make it more engaging.

ویراستار پیشنهاد کرد نویسنده مقدمه را دوباره بنویسد تا جذاب‌تر شود.

She decided to rewrite her speech after receiving feedback from the audience.

او تصمیم گرفت بعد از دریافت بازخورد از مخاطبان، سخنرانی خود را دوباره بنویسد.

The teacher asked the students to rewrite their essays with better organization.

معلم از دانش‌آموزان خواست مقالات خود را با سازماندهی بهتر دوباره بنویسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید