parasitisms

[ایالات متحده]/'pærəsaɪtɪzəm/
[بریتانیا]/'pærəsaɪt,ɪzm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رابطه انگلی; بیماری انگلی

جملات نمونه

Parasitism can have negative effects on the host.

انگل‌زدگی می‌تواند اثرات منفی بر میزبان داشته باشد.

Parasitism is a common ecological interaction.

انگل‌زدگی یک تعامل اکولوژیکی رایج است.

Parasitism can lead to disease transmission.

انگل‌زدگی می‌تواند منجر به انتقال بیماری شود.

Parasitism can weaken the host's immune system.

انگل‌زدگی می‌تواند سیستم ایمنی بدن میزبان را تضعیف کند.

Parasitism is a form of symbiosis.

انگل‌زدگی نوعی همزیستی است.

Parasitism can reduce the host's fitness.

انگل‌زدگی می‌تواند تناسب اندام میزبان را کاهش دهد.

Parasitism is a common strategy in nature.

انگل‌زدگی یک استراتژی رایج در طبیعت است.

Parasitism can alter the behavior of the host.

انگل‌زدگی می‌تواند رفتار میزبان را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید