dependency

[ایالات متحده]/dɪ'pend(ə)nsɪ/
[بریتانیا]/dɪ'pɛndənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشور تابع، کشور تحت سلطه

عبارات و ترکیب‌ها

dependency theory

نظریه وابستگی

functional dependency

وابستگی تابعی

dependency relationship

رابطه وابستگی

dependency ratio

نسبت وابستگی

جملات نمونه

drug dependency is a serious issue in society

اعتیاد به مواد یک مسئله جدی در جامعه است

children often develop a dependency on their parents

کودکان اغلب به والدین خود وابسته می شوند

financial dependency can be a barrier to independence

وابستگی مالی می تواند مانعی برای استقلال باشد

dependency on technology is increasing among younger generations

وابستگی به فناوری در بین نسل های جوان در حال افزایش است

emotional dependency can strain relationships

وابستگی عاطفی می تواند روابط را تحت فشار قرار دهد

dependency on social media can impact mental health

وابستگی به رسانه های اجتماعی می تواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد

elderly people may experience dependency on caregivers

افراد مسن ممکن است به مراقبان وابسته باشند

dependency on fast food can lead to health problems

وابستگی به غذای س Fast food می تواند منجر به مشکلات سلامتی شود

reducing dependency on fossil fuels is crucial for environmental sustainability

کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی برای پایداری محیط زیست بسیار مهم است

dependency on government assistance can create a cycle of poverty

وابستگی به کمک های دولتی می تواند یک چرخه فقر ایجاد کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید