parasitosis

[ایالات متحده]/ˌpærəsaɪˈtəʊsɪs/
[بریتانیا]/ˌpærəsaɪˈtoʊsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیماری ناشی از انگل‌ها; هر بیماری ناشی از ارگانیسم‌های انگل‌زا

عبارات و ترکیب‌ها

acute parasitosis

پارازیتوز حاد

chronic parasitosis

پارازیتوز مزمن

intestinal parasitosis

پارازیتوز روده

skin parasitosis

پارازیتوز پوستی

human parasitosis

پارازیتوز انسانی

diagnosing parasitosis

تشخیص پارازیتوز

treating parasitosis

درمان پارازیتوز

preventing parasitosis

جلوگیری از پارازیتوز

diagnostic parasitosis

پارازیتوز تشخیصی

parasitic parasitosis

پارازیتوز انگلی

جملات نمونه

parasitosis can lead to various health issues.

بیماری انگل می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی مختلف شود.

many people are unaware of the symptoms of parasitosis.

بسیاری از افراد از علائم انگل‌زدگی آگاه نیستند.

early diagnosis of parasitosis is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام انگل‌زدگی برای درمان بسیار مهم است.

preventing parasitosis requires good hygiene practices.

جلوگیری از انگل‌زدگی نیاز به رعایت بهداشت خوب دارد.

parasitosis can affect both humans and animals.

بیماری انگل می‌تواند هم انسان‌ها و هم حیوانات را تحت تأثیر قرار دهد.

doctors often test for parasitosis in patients with unexplained symptoms.

پزشکان اغلب در بیماران با علائم غیرقابل توضیح، آزمایش انگل‌زدگی انجام می‌دهند.

education about parasitosis is important in rural areas.

آموزش در مورد انگل‌زدگی در مناطق روستایی مهم است.

some treatments for parasitosis involve medication.

برخی از درمان‌های انگل‌زدگی شامل دارو می‌شوند.

research on parasitosis is ongoing in many countries.

تحقیقات در مورد انگل‌زدگی در بسیاری از کشورها در حال انجام است.

public health campaigns aim to reduce the incidence of parasitosis.

کمپین‌های بهداشت عمومی هدفشان کاهش بروز انگل‌زدگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید