parcellations

[ایالات متحده]/ˌpɑːsəˈleɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌpɑrsləˈleɪʃənz/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند تقسیم زمین یا ملک به قطعات

عبارات و ترکیب‌ها

land parcellations

تقسیمات زمینی

urban parcellations

تقسیمات شهری

property parcellations

تقسیمات املاک

parcel parcellations

تقسیمات قطعه

zoning parcellations

تقسیمات منطقه بندی

functional parcellations

تقسیمات عملکردی

spatial parcellations

تقسیمات فضایی

regional parcellations

تقسیمات منطقه ای

temporal parcellations

تقسیمات زمانی

ecological parcellations

تقسیمات اکولوژیکی

جملات نمونه

the parcellations of the land were carefully planned.

تقسیم بندی های زمین به دقت برنامه ریزی شده بودند.

different parcellations can affect property values.

تقسیم بندی های مختلف می تواند بر ارزش ملک تأثیر بگذارد.

researchers studied the parcellations of brain regions.

محققان مناطق مغزی را مورد مطالعه قرار دادند.

urban parcellations are crucial for city planning.

تقسیم بندی های شهری برای برنامه ریزی شهرها حیاتی هستند.

the parcellations in agriculture help optimize land use.

تقسیم بندی ها در کشاورزی به بهینه سازی استفاده از زمین کمک می کند.

ecological parcellations can enhance biodiversity.

تقسیم بندی های اکولوژیکی می توانند تنوع زیستی را افزایش دهند.

understanding parcellations is key to landscape architecture.

درک تقسیم بندی ها برای معماری منظر کلیدی است.

parcellations of the forest were mapped for conservation.

تقسیم بندی های جنگل برای حفظ محیط زیست نقشه برداری شد.

economic parcellations influence regional development.

تقسیم بندی های اقتصادی بر توسعه منطقه ای تأثیر می گذارد.

parcellations in zoning laws can create conflicts.

تقسیم بندی ها در قوانین منطقه بندی می تواند باعث ایجاد تضاد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید