allocations

[ایالات متحده]/ˌæl.əˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌæl.əˈkɑːʃən̩z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل توزیع یا تخصیص چیزی، مانند پول، منابع یا زمان؛ مقداری یا مقدار که به منظور یا شخص خاصی تخصیص داده شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

budget allocations

تخصیص بودجه

resource allocations

تخصیص منابع

financial allocations

تخصیص مالی

human resource allocations

تخصیص منابع انسانی

equipment allocations

تخصیص تجهیزات

project allocations

تخصیص پروژه

time allocations

تخصیص زمان

prioritize allocations

اولویت‌بندی تخصیص‌ها

review allocations

بررسی تخصیص‌ها

جملات نمونه

the government announced new budget allocations for education.

دولت از تخصیص بودجه جدید برای آموزش خبر داد.

the company made strategic allocations of resources to different departments.

شرکت تخصیص‌های استراتژیک منابع را به بخش‌های مختلف انجام داد.

we need to discuss the allocation of tasks for this project.

ما باید در مورد تخصیص وظایف برای این پروژه بحث کنیم.

she received a generous allocation of time for her presentation.

او زمان سخنرانی سخاوتمندانه‌ای دریافت کرد.

the team made efficient allocations of their time and energy.

تیم تخصیص‌های کارآمدی از زمان و انرژی خود انجام داد.

there was a clear allocation of responsibilities among the members.

تخصیص وظایف بین اعضا به وضوح مشخص بود.

the organization's budget allocations reflect its priorities.

تخصیص بودجه سازمان نشان‌دهنده اولویت‌های آن است.

the manager reviewed the proposed allocations for the next quarter.

مدیر تخصیص‌های پیشنهادی برای سه‌ماهه آینده را بررسی کرد.

the research project required significant allocations of funding.

پروژه تحقیقاتی به تخصیص قابل توجهی بودجه نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید