parenchyma

[ایالات متحده]/pəˈrɛŋ.kɪ.mə/
[بریتانیا]/pəˈrɛn.kə.mə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بافت عملکردی یک ارگان؛ بافت نازک دیواره در گیاهان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

vascular parenchyma

پارنکیمای عروقی

parenchyma tissue

بافت پارانشیم

parenchyma cells

سلول‌های پارانشیم

leaf parenchyma

پارنکیمای برگ

parenchyma function

عملکرد پارانشیم

parenchyma development

توسعه پارانشیم

parenchyma structure

ساختار پارانشیم

parenchyma growth

رشد پارانشیم

parenchyma differentiation

تمایز پارانشیم

parenchyma repair

ترمیم پارانشیم

جملات نمونه

the parenchyma tissue plays a crucial role in organ function.

بافت پارتنشیما نقش حیاتی در عملکرد اندام‌ها ایفا می‌کند.

in plants, parenchyma cells are involved in storage and photosynthesis.

در گیاهان، سلول‌های پارتنشیما در ذخیره‌سازی و فتوسنتز نقش دارند.

the liver parenchyma is responsible for detoxification.

پارتنشیما کبد مسئول سم زدایی است.

parenchyma can be affected by various diseases.

پارتنشیما می‌تواند تحت تأثیر بیماری‌های مختلف قرار گیرد.

histological studies often analyze parenchyma structure.

مطالعات هیستولوژیکی اغلب ساختار پارتنشیما را تجزیه و تحلیل می‌کنند.

parenchyma is essential for the overall health of an organ.

پارتنشیما برای سلامت کلی یک اندام ضروری است.

the parenchyma of the lungs allows for gas exchange.

پارتنشیما ریه‌ها امکان تبادل گاز را فراهم می‌کند.

changes in parenchyma density can indicate health issues.

تغییرات در چگالی پارتنشیما می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات سلامتی باشد.

research on parenchyma regeneration is ongoing.

تحقیقات در مورد بازسازی پارتنشیما در حال انجام است.

parenchyma cells are often found in the cortex of roots.

سلول‌های پارتنشیما اغلب در قشر ریشه یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید