paroles of wisdom
عبارات حکمت
paroles of love
عبارات عشق
paroles of peace
عبارات صلح
paroles of hope
عبارات امید
paroles of truth
عبارات حقیقت
paroles of encouragement
عبارات تشویق
paroles of strength
عبارات قدرت
paroles of guidance
عبارات راهنمایی
paroles of support
عبارات پشتیبانی
paroles of faith
عبارات ایمان
he was released on parole after serving two years.
او پس از گذراندن دو سال حبس، با قرار وثیقه آزاد شد.
she violated the terms of her parole.
او شرایط آزادی مشروطهاش را نقض کرد.
parole officers monitor the behavior of released inmates.
مسئولین آزادی مشروطه رفتار زندانیان آزاد شده را زیر نظر دارند.
he is on parole for a non-violent offense.
او به دلیل ارتکاب جرم غیرخشونتآمیز، در حال گذراندن آزادی مشروطه است.
many people struggle to find jobs while on parole.
بسیاری از افراد در حالی که در حال گذراندن آزادی مشروطه هستند، برای یافتن شغل تلاش میکنند.
she has to check in with her parole officer weekly.
او باید به طور هفتگی با مسئول آزادی مشروطهاش تماس داشته باشد.
parole can be revoked if conditions are not met.
در صورت عدم رعایت شرایط، آزادی مشروطه میتواند لغو شود.
he completed a rehabilitation program before his parole.
او قبل از آزادی مشروطهاش یک برنامه توانبخشی را تکمیل کرد.
parole allows inmates to reintegrate into society.
آزادی مشروطه به زندانیان اجازه میدهد تا دوباره وارد جامعه شوند.
she was granted parole after demonstrating good behavior.
او پس از نشان دادن رفتار خوب، به آزادی مشروطه دست یافت.
paroles of wisdom
عبارات حکمت
paroles of love
عبارات عشق
paroles of peace
عبارات صلح
paroles of hope
عبارات امید
paroles of truth
عبارات حقیقت
paroles of encouragement
عبارات تشویق
paroles of strength
عبارات قدرت
paroles of guidance
عبارات راهنمایی
paroles of support
عبارات پشتیبانی
paroles of faith
عبارات ایمان
he was released on parole after serving two years.
او پس از گذراندن دو سال حبس، با قرار وثیقه آزاد شد.
she violated the terms of her parole.
او شرایط آزادی مشروطهاش را نقض کرد.
parole officers monitor the behavior of released inmates.
مسئولین آزادی مشروطه رفتار زندانیان آزاد شده را زیر نظر دارند.
he is on parole for a non-violent offense.
او به دلیل ارتکاب جرم غیرخشونتآمیز، در حال گذراندن آزادی مشروطه است.
many people struggle to find jobs while on parole.
بسیاری از افراد در حالی که در حال گذراندن آزادی مشروطه هستند، برای یافتن شغل تلاش میکنند.
she has to check in with her parole officer weekly.
او باید به طور هفتگی با مسئول آزادی مشروطهاش تماس داشته باشد.
parole can be revoked if conditions are not met.
در صورت عدم رعایت شرایط، آزادی مشروطه میتواند لغو شود.
he completed a rehabilitation program before his parole.
او قبل از آزادی مشروطهاش یک برنامه توانبخشی را تکمیل کرد.
parole allows inmates to reintegrate into society.
آزادی مشروطه به زندانیان اجازه میدهد تا دوباره وارد جامعه شوند.
she was granted parole after demonstrating good behavior.
او پس از نشان دادن رفتار خوب، به آزادی مشروطه دست یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید