paroles

[ایالات متحده]/pəˈrəʊlz/
[بریتانیا]/pəˈroʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آزادی یک زندانی به طور موقت یا دائمی با وعده رفتار خوب
v. آزاد کردن یک زندانی تحت شرایط آزادی مشروط

عبارات و ترکیب‌ها

paroles of wisdom

عبارات حکمت

paroles of love

عبارات عشق

paroles of peace

عبارات صلح

paroles of hope

عبارات امید

paroles of truth

عبارات حقیقت

paroles of encouragement

عبارات تشویق

paroles of strength

عبارات قدرت

paroles of guidance

عبارات راهنمایی

paroles of support

عبارات پشتیبانی

paroles of faith

عبارات ایمان

جملات نمونه

he was released on parole after serving two years.

او پس از گذراندن دو سال حبس، با قرار وثیقه آزاد شد.

she violated the terms of her parole.

او شرایط آزادی مشروطه‌اش را نقض کرد.

parole officers monitor the behavior of released inmates.

مسئولین آزادی مشروطه‌ رفتار زندانیان آزاد شده را زیر نظر دارند.

he is on parole for a non-violent offense.

او به دلیل ارتکاب جرم غیرخشونت‌آمیز، در حال گذراندن آزادی مشروطه‌ است.

many people struggle to find jobs while on parole.

بسیاری از افراد در حالی که در حال گذراندن آزادی مشروطه‌ هستند، برای یافتن شغل تلاش می‌کنند.

she has to check in with her parole officer weekly.

او باید به طور هفتگی با مسئول آزادی مشروطه‌اش تماس داشته باشد.

parole can be revoked if conditions are not met.

در صورت عدم رعایت شرایط، آزادی مشروطه‌ می‌تواند لغو شود.

he completed a rehabilitation program before his parole.

او قبل از آزادی مشروطه‌اش یک برنامه توان‌بخشی را تکمیل کرد.

parole allows inmates to reintegrate into society.

آزادی مشروطه‌ به زندانیان اجازه می‌دهد تا دوباره وارد جامعه شوند.

she was granted parole after demonstrating good behavior.

او پس از نشان دادن رفتار خوب، به آزادی مشروطه‌ دست یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید